**پارت ششم**
**پارت ششم**
جونگکوک بازوی لیها رو کشید و با قدمهای بلند، اون رو مستقیم به سمت عمارت و اتاق شخصیاش هدایت کرد. در با صدای بلندی بسته شد و قفل شد. جونگکوک با چشمهایی که هنوز ردِ خشمِ فرار توی اونها میدرخشید، یک قدم به سمتش برداشت و با صدایی بم و خشدار گفت:
— «بهت گفته بودم... تنبیه سختی داری، لیها.»
لیها عقبعقب رفت تا ازش فاصله بگیره، اما قبل از اینکه کمرش به دیوارِ سردِ اتاق بخورد، دستهای گرم و قویِ جونگکوک دورِ باریکِ کمرش حلقه شد و با یک حرکت، او را محکم به بدنِ خودش چسباند. جونگکوک دستِ آزادش را زیرِ چانهی لیها گذاشت و با انگشت شستش، صورتش را به سمت بالا کشید تا مجبور شود در چشمانش نگاه کند.
لیها با نفسهایی که از فرطِ خشم و اضطراب به شماره افتاده بود، زل زد تو چشمهاش و با حرص غرید:
— «تو... یه آشغالِ عوضیِ...»
اما جملهاش هنوز روی لبهاش ماسیده بود که جونگکوک با حرکتی ناگهانی و قاطع، سرش را جلو آورد و لبهاش را روی لبهای او گذاشت.
لیها خشکش زد. در اولین لحظه، لبهای لیها مثل یخ سرد بود، اما در تضاد با آن، لبهای جونگکوک حرارتِ عجیبی داشت؛ حرارتی سوزان که انگار تمامِ مقاومت و غرورِ لیها را داشت آب میکرد...
جونگکوک بازوی لیها رو کشید و با قدمهای بلند، اون رو مستقیم به سمت عمارت و اتاق شخصیاش هدایت کرد. در با صدای بلندی بسته شد و قفل شد. جونگکوک با چشمهایی که هنوز ردِ خشمِ فرار توی اونها میدرخشید، یک قدم به سمتش برداشت و با صدایی بم و خشدار گفت:
— «بهت گفته بودم... تنبیه سختی داری، لیها.»
لیها عقبعقب رفت تا ازش فاصله بگیره، اما قبل از اینکه کمرش به دیوارِ سردِ اتاق بخورد، دستهای گرم و قویِ جونگکوک دورِ باریکِ کمرش حلقه شد و با یک حرکت، او را محکم به بدنِ خودش چسباند. جونگکوک دستِ آزادش را زیرِ چانهی لیها گذاشت و با انگشت شستش، صورتش را به سمت بالا کشید تا مجبور شود در چشمانش نگاه کند.
لیها با نفسهایی که از فرطِ خشم و اضطراب به شماره افتاده بود، زل زد تو چشمهاش و با حرص غرید:
— «تو... یه آشغالِ عوضیِ...»
اما جملهاش هنوز روی لبهاش ماسیده بود که جونگکوک با حرکتی ناگهانی و قاطع، سرش را جلو آورد و لبهاش را روی لبهای او گذاشت.
لیها خشکش زد. در اولین لحظه، لبهای لیها مثل یخ سرد بود، اما در تضاد با آن، لبهای جونگکوک حرارتِ عجیبی داشت؛ حرارتی سوزان که انگار تمامِ مقاومت و غرورِ لیها را داشت آب میکرد...
- ۲.۹k
- ۲۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط