{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیــن

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیــن


تشنه ی آموختن به منظور رشد است
قالَ لَهُ مُوسَی هَلْ أَتَّبِعُکَ عَلَی أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا. کهف۱۸

ساک پر از #کتاب

یک روز توی چادر نشسته بودیم. بدجوری دلم برای «مرتضی» تنگ شده بود. نگاهم به کتابهای «مرتضی» که توی جعبه چیده شده بود, افتاد.
یاد روزی افتادم که او از مرخصی برمی گشت. #ساک پر از کتابش را درون چادر آورد و آنها را توی #جعبه_ی_مهمات چید. بعضی از ما حوصله مان سر می رفت و متلک بارش می کردیم ولی او با این کارها صحنه را خالی نمی کرد.
هنگام #مطالعه, وقتی به نکته ی مهمی می رسید, سرش را به آرامی بلند می کرد و می گفت:«ببینید که چه نکته ی جالبی است. حیفه که براتون نخوانم. بعد شروع می کرد به #خواندن همان صفحه.
بعضی از بچه‌ها به شوخی می گفتند:«آقا مرتضی» خودت بخوان و #لذت ببر. کاری به ما نداشته باش!»

منبع:کتاب #زیبایی_های_رفتاری
#در_سبک_زندگی
(با نگاهی تطبیقی بر #آیات_قرآن_و_سیره_ی_شهدا)
#شهیدمرتضی_زارع
{{پیـــــچ رسمــــــــــے}}
راهیــــــــــاڹ نــــــــــور

http://line.me/ti/p/%40vmj9893w
http://line.me/ti/p/%40vmj9893w

تــــــــــا شہــــــــــادت
#شهدا
دیدگاه ها (۳)

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.20 (روایت از زبان جونگ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیـنکم فروشی یا...

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیــنبه آنچه از...

بـِسـم ِ ربـــــِّـ الشــُّـهـداءِ و الصِّـدیقیـن ...

#دانلود رمان به من نگاه کن نام رمان : به من نگاه کن نویسند...

روان‌شناسی (یازدهم انسانی) 🧠📘 برای دوازدهم ادامه‌ی مستقیم ت...

بسم رب المهدی عج پست بسیار خواندنی قابل توجه کسانی ...

سرکلاس استاد از دانشجویان پرسید: این روزها شهدای زیادی رو پی...

توی دوران نوجوونی برای کوتاه کردن موهام، به یه مغازه سلمونی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط