{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو به بوی غزل و قافیه ، آمیخته ای !

تو به بوی غزل و قافیه ، آمیخته ای !
به خدا حال مرا ،خوب به هم ریخته ای !

آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری !
بی سبب نیست ، که در کنج دلم جا داری !

به سپیدی غزل ، رایحه ی یاس منی !
یاسمن بوی ترین ، قسمت احساس منی !

یاسمن بوی ترین ، جای خدا را پر کن !
من پر از زندگی ام ، فاصله ها را پر کن !

من جهنم زده ام ، حسرت سیبی دارم !
باز نسبت به شما ، حس غریبی دارم !

غربت و رخوت دستان مرا باور کن !
نازنین ، قصه ی ایمان مرا باور کن !
دیدگاه ها (۳)

چه ناگهانی نگاهت را به نگاهم تعارف کردی !و ناگهان عاشقت شدم

چراغها را خاموش کن ، نور نمی خواهم …نگاهم که می کنی برق نگاه...

اصلا... زن را چه به شعر!؟زنباید عاشق شود!آنوقت هر دوستت دارم...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

سناریو جونگکوک

خورشید امروز هم طلوع کرد تا به ما یادآوری کند...امید، هرگز غ...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

میل دارم که مثل آن ایّام،باز با من قرار بگذاریتوی دستان خالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط