{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آیاکسی مرادرخاطرات اشک هایش می شناسد؟

آیاکسی مرادرخاطرات اشک هایش می شناسد؟

آیاعابران کوی غم فقط برای لحظه ای کنارپننجره ی رازهایم می نشینندتاقصه ی زندگی رابرایشان بازگوکنم؟

باشماهستم ای آدم های شیشه ای.

من درحسرت یک تبسم صمیمی مانده ام ای کوچه هاگلی رویاوای کلبه ی زیبای گذشته.

آیاگام دیروزکودکی ام راباشادی به من بازمیگردانید؟؟
دیدگاه ها (۲)

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

گاهی زندگی، آدم را آرام و بی‌صدا از کنارِ روزهایی عبور می‌ده...

رمان بازی حسادت 🤍⛓️

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

جنگل نفرین شده پارت ۵

وارث سایه‌ها — پارت ۱۱صدای باران روی شیشه‌های بلند عمارت می‌...

---نه از فراق، که از نزدیکی می‌سوزم. از آن لحظه‌ای که چشمانت...

از دشمنان تا عاشقان

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط