{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درباره‌ی جهان:

درباره‌ی جهان:
در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریستال‌هایِ خاطره» توانسته بود روح انسان‌ها را به داده‌های قابلِ انتقال تبدیل کند. اما یک اشکالِ کوچک وجود داشت: هر کریستال، یک «شکافِ احساسی» در خود داشت که تمامِ خاطراتِ تلخِ صاحبش را به صورتِ زنده نگه می‌داشت. این شکاف‌ها به مرور زمان به «هیولاهایِ خاطره» تبدیل می‌شدند؛ موجوداتی که از غم و اندوهِ انسانی تغذیه می‌کردند و در گوشه‌هایِ تاریکِ فضا پرسه می‌زدند.

برای مقابله با آن‌ها، سازمانی مخفی به نام «انجمنِ ستاره‌ی تَرک‌خورده» تشکیل شد؛ گروهی از افرادِ عجیب که هرکدام گذشته‌ای تلخ داشتند، اما با هم، یک تیمِ ناکارآمد و در عین حال دوست‌داشتنی را می‌ساختند.

شخصیت‌های اصلی:
۱. «کاترین کریستالی» (۱۳ ساله)
ظاهر: پوستی روشن و تقریباً شفاف که در نورِ ماه، مثلِ شیشه‌ی یخ می‌درخشد. موهایِ بلندِ بنفش که وقتی عصبی می‌شود، به صورتِ خودکار به دو بافتِ محکم گره می‌خورد.
ویژگی خاص: او به دخترها علاقه‌مند است و این موضوع را با افتخار و بدونِ هیچ خجالتی اعلام می‌کند. او یک «شیپ‌گیر» حرفه‌ای است؛ یعنی می‌تواند صدایِ هر موجودی را تقلید کند و حتی افکارِ آن‌ها را بشنود. این مهارت، هم برایش سرگرمی است، هم ابزارِ مذاکره.
گذشته‌ی تلخ: مادرش، یک دانشمندِ بزرگ، هنگامِ آزمایشِ یک کریستالِ خاطره، در یک «انفجارِ احساسی» ناپدید شد و تنها چیزی که از او باقی ماند، یک آینه‌ی شکسته بود. نازگل از آن روز به بعد، صدایِ مادرش را در پژواکِ آینه می‌شنود.
نقش در داستان: او تازه‌کارِ انجمن است و با وجود سنِ کم، به خاطرِ تواناییِ شنیدنِ افکارِ هیولاها، ارزشمندترین عضوِ تیم محسوب می‌شود.
۲. «آریوِ سایه» (۱۷ ساله)
ظاهر: یک پسر ک موهایِ مشکیِ جذاب، چشمانِ خاکستری که همیشه نیمه‌بسته‌اند، و یک کتِ بسیار جذاب و خفن داره ک پر از جزعیات هست . همیشه یک «قلمِ نوری» در جیبش دارد که در واقع یک سلاحِ مخفی است ک قابل بیان نیست.
ویژگی خاص: او یک «سایه‌دزد» است؛ می‌تواند سایه‌ی هر کسی را بدزدد و برای مدتِ کوتاهی از آن استفاده کند. این کار به او اجازه می‌دهد که نامرئی شود یا حتی شکلِ دیگران را به خود بگیرد.
گذشته‌ی تلخ: پدرش، رهبرِ یک گروهِ تبهکارِ فضایی بود که در یک نبردِ گنگستری، توسطِ هیولایِ خاطره‌ی خودش بلعیده شد. آریو از آن روز، از هرگونه وابستگیِ عاطفی فرار می‌کند و به همه می‌گوید که «سایه‌ها تنها هستند».
نقش در داستان: او به عنوانِ محافظِ کاترین منصوب شده، اما از این کار متنفر است و همچنان مغروره چون نمی‌خواهد مسئولیتِ کسی را بپذیرد.
۳. «پروفسور کین» (مردی 38 ساله)
ظاهر: یک کتِ سفیدِ آزمایشگاهی که پر از لکه‌هایِ رنگارنگ است، و موهایش کمی دراز است و رنگ صورتی دارد😂.
ویژگی خاص: او یک «مهندسِ هیولا» است؛ یعنی می‌تواند هیولاهایِ خاطره را با دستگاه‌هایش تعمیر کند! به جای نابود کردنِ آن‌ها، سعی می‌کند آن‌ها را به موجوداتِ مفیدِ خانگی تبدیل کند. نتیجه، معمولاً یک فاجعه‌ی خنده‌دار است.😅
گذشته‌ی تلخ: همسرش او را ترک کرد چون مدام هیولاهایِ خانگی را به خانه می‌آورد. حالا او در آزمایشگاهش زندگی می‌کند و با یک «گربه‌ی سه‌چشمِ نیمه‌شفاف» به نام «خانم قیچی» هم‌خانه است.
نقش در داستان: او مغزِ متفکرِ تیم است، اما هر بار که سعی می‌کند یک راه‌حلِ ساده ارائه دهد، اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند.
۴. «بانو لاماری» (سن ، به نظر می‌رسد 75 ساله اما ۲۵ ساله است)
ظاهر: یک پیراهنِ دامنی قشنگ ، یک چترِ همیشه باز که با آن میتواند پرواز کند، و یک کیفِ پر از «آب‌نباتِ جادویی هم دارد🗿
ویژگی خاص: او یک «خاطره‌خوان» است؛ می‌تواند خاطراتِ تلخِ دیگران را بخواند و آن‌ها را به شکلِ آب‌نبات در بیاورد. اما آب‌نبات‌ها طعمِ خاطراتِ تلخ را دارند! پس کسی آن‌ها را نمی‌خورد، مگر اینکه واقعاً گرسنه باشد.
گذشته‌ی تلخ: او در واقع ۲۵ ساله است اما به خاطرِ یک نفرینِ عجیب، پیر به نظر می‌رسد. نفرین می‌گوید: «تا زمانی که کسی واقعاً تو را دوست نداشته باشد، پیر خواهی ماند.» او تمامِ زندگی‌اش را صرفِ پیدا کردنِ کسی کرده که طعمِ آب‌نبات‌هایش را دوست داشته باشد.
نقش در داستان: او مادرِ روحیِ تیم است و همیشه سعی می‌کند به همه یادآوری کند که «غم، وقتی تقسیم شود، کوچک‌تر می‌شود.»
۵. «رُباتِ گریان» (رباتی که همیشه گریه می‌کند)
ظاهر: یک رباتِ کوچکِ فلزی که شبیه به یک جوجه‌تیغی است، با چشمانِ بزرگِ آبی که مدام اشک می‌ریزد. اشک‌هایش، در واقع روغنِ روان‌کننده‌ی اوست.
ویژگی خاص: او می‌تواند هر چیزی را که لمس کند، «گریه‌انداز» کند. یعنی حتی هیولاهایِ ترسناک را هم به گریه می‌اندازد. این کار برای آرام کردنِ هیولاها بسیار مفید است.
دیدگاه ها (۱)

بچه ها ادامه پست بعدی ارسال نمیشه متاسفانه هرچی میفرستم نمیا...

منو مرده حساب کنیپ

کمبود محبت گرفتم کسی کامنت واسه نقاشیم نذاشت

تایلر – رقیب پنهان و هم‌تیمی زینسن: ۱۸ سالهMBTI: ESTP ناسال...

✲ گاهی دنیا تو را کنار می‌گذارد ، فقط چون با بقیه فرق داری.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط