{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« فراموشت نمی کنم بی وفا »

« فراموشت نمی کنم بی وفا »

گفت با من می ماند اما نگفت تا کی؟
گفت که دوستم دارد ، اما نگفت چقدر ؟
گفت که خیلی برایش عزیزم ، اما نگفت چرا؟
گفت که برای عشقم جان می دهد ، اما نگفت چگونه؟
گفت که برای همیشه عاشقم می ماند ، اما نگفته بود که معنای عشق چیست؟
او می گفت و من نیز تنها به چشمانش  نگاه میکردم ، شاید این سکوت بهترین راه بود.
می گفت که بعد از تو زندگی را نمیخواهم  و هیچگاه فراموشت نخواهم کرد.
مدتی گذشت احساس کردم فراموش شده ام و دیگر در قلبش جایی ندارم.
چند قطره اشک ، و چند روزی دلتنگی و گهگاهی دلی نا امید و خسته از زندگی سهم من از این جدایی بود. گفت من میروم زیرا عشقی در این زمانه نیست و اینها همه یک قصه و افسانه است اما نگفت که روزی روزگاری گفته بود با من می ماند و مرا خیلی دوست دارد.
گفت من میروم چون بین من و تو فاصله است که ما را هر لحظه از هم دور میکند ، اما نگفت که روزی به من گفته بود که برایش عزیزم و حتی برای عشقم جان می دهد.
هر چه گفته بود تنها یک ادعا بود ، یا شاید حرفهایی که از ته دل نبود.
 و این بود رسم عشق ، لعنت بر قلب ساده ام ، بی خیال سرنوشت.
این دل ساده ام با عشق نمی سازد ، بس که عشق با احساس دروغینش او را به بازی گرفته دیگر عشق را باور ندارد.
نمی گویم فراموشت میکنم ، کسی که سالها قلبم  به بازی گرفت و رفت را هیچگاه فراموش نمیکنم .
هیچگاه کسی که قلب بی طاقت و عاشقم را شکست و لحظه های زندگی ام را پر از غم و غصه کرد را  فراموش نمیکنم.
خوبی های تو همه را از یاد می برم و مطمئن باش این دلی که آن را شکستی و رفتی هیچگاه نامهربانی هایت را فراموش نخواهد کرد.
دیدگاه ها (۲)

هر وقت احساس تنهایی کردید، یادتون باشه یه جایی توی بدن‌تون، ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏𝟏چند روز بعد، یونا به حضور پادشاه فرا...

پارت ۲۰ — بعد از آن شبسه ماه گذشت.یورا دیگر آن دختر سردرگم ر...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

p20صبح روز بعد، تهیونگ زودتر از همیشه به بیمارستان رسید.تمام...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

CAPTURED IN PARIS

آنقدر دیر آمدی تا عاقبت پاییز شد🍁🍂اصفهان و پاییزش... خیابا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط