توضیح رمان:
توضیح رمان:
🩸 عشق خونین ♥️🥀
دختری که تمام عمرش پشت دیوارهای بلند یک عمارت زندگی کرده بود؛ عمارت باشکوهی که بیشتر از آنکه خانه باشد، برایش شبیه قفس بود.
خانوادهای سختگیر، قوانینی بیرحمانه و آدمهایی که حتی برای کوچکترین انتخابهایش تصمیم میگرفتند.
پدری که در برابر خانوادهاش سکوت میکرد، پدربزرگی که حرف آخر را میزد، مادربزرگی که هیچچیز از نگاه تیزبینش پنهان نمیماند و عمویی که همیشه مراقب رفتارهای او بود.
اما هیچکس نمیدانست پشت این همه محدودیت، قلب دختری میتپد که فقط میخواهد زندگی خودش را انتخاب کند.
تا اینکه یک روز، عشق وارد زندگیاش میشود...
عشقی که شاید زیباترین اتفاق زندگیاش باشد؛ اما بهای آن میتواند تمام دنیایش را تغییر دهد.
گاهی عشق، آغاز آزادی نیست؛ آغاز یک طوفان است...
🩸 عشق خونین ♥️🥀
دختری که تمام عمرش پشت دیوارهای بلند یک عمارت زندگی کرده بود؛ عمارت باشکوهی که بیشتر از آنکه خانه باشد، برایش شبیه قفس بود.
خانوادهای سختگیر، قوانینی بیرحمانه و آدمهایی که حتی برای کوچکترین انتخابهایش تصمیم میگرفتند.
پدری که در برابر خانوادهاش سکوت میکرد، پدربزرگی که حرف آخر را میزد، مادربزرگی که هیچچیز از نگاه تیزبینش پنهان نمیماند و عمویی که همیشه مراقب رفتارهای او بود.
اما هیچکس نمیدانست پشت این همه محدودیت، قلب دختری میتپد که فقط میخواهد زندگی خودش را انتخاب کند.
تا اینکه یک روز، عشق وارد زندگیاش میشود...
عشقی که شاید زیباترین اتفاق زندگیاش باشد؛ اما بهای آن میتواند تمام دنیایش را تغییر دهد.
گاهی عشق، آغاز آزادی نیست؛ آغاز یک طوفان است...
- ۱۱۷
- ۱۰ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط