{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب بیا که تشنه ی یک همنشینی ام

امشب بیا که تشنه ی یک همنشینی ام
دیگر امید نیست که فردا ببینی ام

فردا مرا _ تمام ِمرا _ باد می بَرد
ای کاش جای باد ، تو امشب بچینی ام

خورشید ، فرصتی است که از من گذشته است
تاریک ، مثل سایه ی تَنگِ پَسینی ام

لحظه به لحظه از دل هم دور می شدیم
از بس تو آن همانی و من این همینی ام

دیگر من آن چنان که تو هستی نمی شوم
آخر تو جای من ... چه کنم !؟ این چنینی ام

با این همه هنوز دلی مانده ، دیر نیست
من که هنوز عاشقِ عشق آفرینی ام

پیش از تو این همه شبِ من آسمان نداشت
بر من بتاب عشقِ قشنگِ زمینی ام !
دیدگاه ها (۲)

چنان سیلی که می‌پیچد به هم آبادی ما راغم تو می‌برد با خود تم...

عاشق شده ام تا هنری داشته باشم در عالم فانی اثری داشته باشم ...

قلم به دست می برم تو را نشانه می کنمچه بی بهانه ماه من تو را...

من نیمه شب نگاه به ساعت نمی کنممی میرم ... وُ به بی تویی عاد...

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

عاشقانه های شبنم

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

زادروزت مبارک... می‌دونی؟ فاصله، فقط یه عدد روی نقشه است. قل...

إعلَم أنَّ الحُبَّ لایَقبلُ الإشتراکَفَلایَصِح أن یُحبَّ الم...

فراتر از خویش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط