{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهمن

بهمن

تو در کنار پنجره
نشسته ای به ماتم درخت ها
که شانه های لخت شان خمیده زیر پای برف
من از میان قطره های گرم اشک
که بر خطوط بی قرار روزنامه می چکد
من از فراز کوه های سر سپید و کوره راه های نا پدید
نگاه می کنم به پاره پاره های تن
به لخته لخته های خون
که خفته در سکوت دره های ژرف
درختهای خسته گوش می دهند
به ضجه مویه های باد
که خشم سرخ برف را هوار میزند
من و تو زار می زنیم
درون قلب هایمان
به جای حرف
دیدگاه ها (۴)

علیرضا جباری شاعر شیرازی

#گذری_کوتاه_بر_زندگی_حضرت_علی_علیهم_السلام◾️🍃با عرض سلام و آ...

محمد حقوقی

رضا چایچی شاعر تهرانی

رستم اله مرادی شاعر مسجدسلیمانی

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

بشر دوباره به جنگل پناه خواهد بردبه کوه خواهد زدبه غار خواهد...

دلشکسته ،غمگین شایدم عاشق... سلام دوست عزیزم سلام !! بابا ...

دلشکسته ،غمگین شایدم عاشق... سلام دوست عزیزم سلام !! بابا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط