آشفته ترین مرد جهان!

عادت شده من را که دگر بی تو بمانم!
هرچند که هر لحظه برایت نگرانم!

یک لحظه فراموشی ات ای ماه محال است
هجران تو دردی است که افتاده به جانم!

بی من به خدا نیست تو را هم سر وسامان
جز خیر، تو دانی که نیاید به زبانم!

تو زهره ی منظومه ی عشقی که شب وروز
بر گرد تو می گردم و خود زنده به آنم!

نبضم به سر سلسله ی موی تو بند است
بگشای گره زآن، که فزاید ضربانم!

هربار که در خانه خود زلف تو باز است
آن روز من آشفته ترین مرد جهانم!

در دست نسیم است سرزلف تو ای جان
کین گونه هوا گشته معطر به گمانم؟!

"باران" زده از سمت نگاه تو دوباره
ازعشق تو"خیس" است تن وروح وروانم!

#حسن_زارع #خیس_باران
#شیراز
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت 13🍷𓂃𓂃𓊝#contract جمله‌اش نیمه‌کاره موند. دختری که ...

عادت شده من را که دگر بی تو بمانم! هرچند که هر لحظه برایت نگ...

می عشق!

من زنده به آنم که....

من، بی تو!

چاره ی تشویش!

شعر

تو در اقرار اشک من ، چه مغرورانه زیباییتپش های دلم ، در کوچه...

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ترا با لهجه گلهای نیلوف...

My professor Part:15جئون با دست آزادش شقیقه هاشو ماساژ داد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط