{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه گریزیت ز من؟

چه گریزیت ز من؟

چه شتابیت به راه؟

به چه خواهی بردن

در شبی این همه تاریک پناه؟

مرمرین پلهء آن غرفه عاج

ای دریغا که ز ما بس دور است

لحظه ها را دریاب

چشم فردا کورست

نه چراغیست در آن پایان

هر چه از دور نمایانست

شاید آن نقطهء نورانی

چشم گرگان بیابانست

می فرومانده به جام

سر به سجاده نهادن تا کی

او درینجاست نهان

می درخشد در می

گر به هم آویزیم

ما دو سرگشته تنها، چون موج

به پناهی که تو می جوئی، خواهیم رسید

اندر آن لحظه جادوئی موج

http://sahmi.ir
دیدگاه ها (۳)

چه گریزیت ز من ؟ چه شتابیت به راه ؟ به چه خواهی بردن در ش...

#وهم-سبزچه گریزیست ز من؟چه شتابیست به راه ؟به چه خواهی بردند...

.چه گریزیت ز من ؟چه شتابیت به راه ؟به چه خواهی بردندر شبی ای...

لحظه ها را دريابچشم فردا كور استنه چراغيست در آن پايانهر چه ...

لحظه ها را درياب چشم فردا كور است نه چراغيست در آن پايان هر ...

لحظه ها را دریابچشمفردا کور استنه چراغیست در آن پایانهر چه ا...

@-}-- *لحظه ها را دریابچشمفردا کور استنه چراغیست در آن پایان...

لحظه ها را درياب چشم فردا كور است نه چراغيست در آن پايان هر ...

لحظه ها را دریابچشمفردا کور استنه چراغیست در آن پایانهر چه ا...

لحـظه ها را دریــابچشـم فردا کـور استنه چـراغیست در آن پـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط