{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شد...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شد...
تا که دیدم روی خندانت،نمیدانم چه شد...
عشق بود آیا...؟! جنون...؟! هرگز ندانستم چه بود...
تا سپردم دل به دستانت،نمیدانم چه شد...
تا که افتادم به دامت،رشته ی صبرم گسست...
تا که خوردم تیرِ مژگانت،نمیدانم چه شد...
تا گرفتی دستهایم را،دلم دیوانه شد...
تا نهادم سر به دامانت،نمیدانم چه شد...
گم شدم چون قایقی کهنه،میان موجها
در شبِ زلفِ پریشانت،نمیدانم چه شد...
بی وفا...رفتی و من با خاطراتت مانده ام...
آن قرار و عهد و پیمانت...نمیدانم چه شد...
گفته بودم تا ابد عاشق نخواهم شد،ولی...
تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شد...
دیدگاه ها (۳)

سخت دلتنگم...نه دلتنگ دستانت و نه دلتنگ آغوشتتنها دلتنگ همان...

وقتی تو مرا میخواهی ،،،،، من دیگر هیچ از دنیا نمی خواه...

همیشه "دوستت دارم" را نباید گفت ...گاهی دوستت دارم را باید ا...

دردناک است که عاشق به مرادش نرسد در پی یار شود پیر و به یارش...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

تا نگه کردم به چشمانت،,,,نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،...

گفته بودم تا ابد عاشق نخواهم شد،ولی... تا نگه کردم به چشمانت نمیدانم چه شد

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط