{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به دیدارت نمی آید دل مشتاق دیروزم

به دیدارت نمی آید دل مشتاق دیروزم
چه کردی با دل مجنون که لیلا را نمی خواهد

به سیل اشک و آه من تماشایی شود این عشق
بیا بنگر مسلمانی که دنیا را نمی خواهد

اگر پیغمبر عشقم تو را با سوز دل گویم
حلالم کن که این یوسف زلیخا را نمی خواهد

به سویت گر نمی آید دل دیوانه ام از غم
مگو با بی دلان هرگز که او ما را نمی خواهد

برو با هر که می خواهی ولی گاهی به یاد آور
مرا با قصه ی تلخی که فردا را نمی خواهد
دیدگاه ها (۴)

کاش میشد گاه گاهی درد دل ها را نوشت حرف های تلخ قلب مست و شی...

کاش میشد گاهگاهی درد دل ها را نوشت حرف های تلخ مست و شیدا را...

تا از دل دیوانه ی شیدا بنویسمازغربت و تنهایی گلها بنویسمخواه...

اگر که شاملو از بهترین ها، بعد نیما شددلیلش چیست؟ مبهوت زنی ...

در واپسین لحظات و در اوج سکوت و تنهای ام صدای دلنواز یادت در...

یارب چه کند ایران، با اینهمه آزادی؟مَُردیم خداوندا، زین فیض ...

دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود / چون حباب از خود کند قال...

ای که با روی چو ماهت، دلربای عالمینیبا نگاهی عاشقانه، قبله ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط