به دیدارت نمی آید دل مشتاق دیروزم

به دیدارت نمی آید دل مشتاق دیروزم
چه کردی با دل مجنون که لیلا را نمی خواهد

به سیل اشک و آه من تماشایی شود این عشق
بیا بنگر مسلمانی که دنیا را نمی خواهد

اگر پیغمبر عشقم تو را با سوز دل گویم
حلالم کن که این یوسف زلیخا را نمی خواهد

به سویت گر نمی آید دل دیوانه ام از غم
مگو با بی دلان هرگز که او ما را نمی خواهد

برو با هر که می خواهی ولی گاهی به یاد آور
مرا با قصه ی تلخی که فردا را نمی خواهد
دیدگاه ها (۴)

کاش میشد گاه گاهی درد دل ها را نوشت حرف های تلخ قلب مست و شی...

کاش میشد گاهگاهی درد دل ها را نوشت حرف های تلخ مست و شیدا را...

تا از دل دیوانه ی شیدا بنویسمازغربت و تنهایی گلها بنویسمخواه...

🍒🌱گفتند همه عالم دیوانه ای جانمشاید نمی دانند دیوانه ی یارمآ...

عاشقانه های شبنم

این دل دیوانه من یار میخواهد بیااین سر بی درد هم دستار میخوا...

این دل دیوانه من یار میخواهد بیااین سر بی درد هم دستار میخوا...

این دل دیوانه من یار میخواهد بیااین سر بی درد هم دستار میخوا...

این دل دیوانه من یار میخواهد بیااین سر بی درد هم دستار میخوا...

این دل دیوانه من یار میخواهد بیااین سر بی درد هم دستار میخوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط