{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم اللـه الرحمن الرحیم

بسم اللـه الرحمن الرحیم
سلام
با بادها آرام و نامحسوس می آید
بوی خوشی از سمت و سوی طوس می آید
هنگام تطهیرست و باید دل به دریا زد
مرداب تا آغوش اقیانوس می آید
خورشید در دست از حریمت باز می گردد
آن که به پابوس تو با فانوس می آید
تیر و کمان از دست هر صیّاد می افتد
تا بچه آهویی به سوی طوس می آید
خورشید، سر در پیرهن، از سمت «پایین پا»
هر شب سلامی می دهد، پابوس می آید
تسبیح در دست از دل «صحن عتیق» ات ماه
هر صبح با «یا نور و یا قدوس» می آید
این زاغکی که شد دخیل پنجره فولاد
نقّاره بردارید که طاووس می آید
دل کندن از دامان تو سخت است و زائر، باز -
از شهر تو با اشک و با افسوس می آید...
شاعر : مهدی شفیعی
دیدگاه ها (۱)

ی عاشقانهگفتمش: شیرین‌ترین آواز چیست؟چشم غمگینش به‌رویم خیره...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

سناریو: ماه سرخ

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_33فصل پانزدهم |...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟛در سمت چپ ِ سینه‌ام ؛سرزمینی‌ست کوچککه تو برای آن خو...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۳:سه...

Anya x Damian پارت۶۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط