.

.
پرچم ، پیشانی بند ، انگشتر ، چفیه ، بی سیم روی کولش، خیلی بانمک شده بود.
.
گفتم : چیه خودتو مثل علم درست کردی ؟
می دادی پشت لباست هم برات بنویسن !
.
پشت لباسش را نشان داد : جگر شیر نداری سفر عشق مرو
.
گفتم : به هر حال اصرار بیخود نکن . بی سیم چی لازم دارم . ولی تو رو نمی برم ، هم سنت کمه و هم برادرت شهید شده .
.
دستش را گذاشت روی کاپوت تویوتا و گفت : باشه ، نمیآم . ولی فردای قیامت شکایتت را به فاطمه ی زهرا می کنم ، می تونی جواب بدی ؟
.
گفتم : برو سوار شو ...
چند روز بعد ، در پایان عملیات ، پرسیدم : بی سیم چی کجاست ؟
.
بچه ها گفتند : نمی دونیم کجاست ! نیست .. .
به شوخی گفتم : نگفتم بچه ست گم میشه ؟ حالا باید بگردیم تا پیداش کنیم .
.
بعد از عملیات داشتیم شهدا را جمع می کردیم . بعضی ها فقط یک گلوله یا ترکش ریز خورده بودند .
یکی هم بود که ترکش سرش را برده بود .. .
برش گرداندم ، پشت لباسش را دیدم :
جگر شیر نداری سفر عشق مرو ... .
#بیسیم_چی
#بیسیم
#مخابرات
#نوجوانان
#جبهه
#دفاع_مقدس
#بسیجی
#بسیج
#یا-مهدی-ادرکنی
دیدگاه ها (۲)

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

در کجا بودید وقتی جنگ بود عرصه بر شیران عالم تنگ بود *****...

جگر شیر نداری سفر عشق مرو.....!!!پیشانی بند بسته ،پرچم دست گ...

پیشانی بند بسته بود!و پرچم هم به دست گرفته بود و بیسیم هم رو...

🌷در خط سریع حرکت می‌کرد هر بی‌سیم‌چی‌ای نمی‌توانست پابه‌پای...

کپشن مطالعه بشه لطفا🙏🙏ماجرای امداد غیبی که اشک شهید همت را د...

ماجرای به آغوش کشیدن امام حسین (ع) توسط شهید شمالیداماد شهید...

ده خاطره از #شهید_حاج_حسین_خرازی♡به مناسبت #سالروز_شهادت_حاج...

ده خاطره از #شهید_حاج_حسین_خرازی♡به مناسبت #سالروز_شهادت_حاج...

دلتنگی های شهدایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط