جگر شیر نداری سفر عشق مرو.....!!!

جگر شیر نداری سفر عشق مرو.....!!!
پیشانی بند بسته ،پرچم دست گرفته بود وبی سیم را هم روی کولش. خیلی بانمک شده بود.
گفتم: خودت رو مثل علم درست کرده ای؟ می دادی روی لباست را هم بنویسند.
 پشت لباسش را نشان داد نوشته بود: «جگر شیر نداری سفر عشق مرو! »
گفتم: به هر حال، اصرار نکن . بیسم چی لازم دارم ولی تورا نمی برم؛ چون هم سن ات کم است هم برادرت شهید شده!
با ناراحتی دستش رو گذاشت روی کاپوت ماشین و گفت: باشه، نمیام ولی فردای قیامت شکایتت رو به فاطمه زهرا«علیها السلام» می کنم.می تونی جواب بده!
گفتم: برو سوار شو.
در بحبوحه عملیات پرسیدم: بیسیم چی کجاست؟
گفتند نمی دانیم، نیست.
به شوخی گفتم: نکنه گم شده، حالا باید کلی بگردیم تا پیدایش کنیم.
بعد عملیات نوبت جمع آوری شهدا شد. یکی از شهدا ترکش سرش را برده بود.وقتی برگرداندیمش پشت لباسش نوشته بود:« جگر شیر نداری سفر عشق مرو.....!!!
دیدگاه ها (۷)

عاشقانه های شبنم

🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۱۰: «جایی که همه‌چیز شروع شد»پایان داستا...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت هشتم ا.ت همراه سوآ به نشانی‌ای رف...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "45" "ویو پارک آنجلینا" ...

🖤🥀 سکوت𓆩 پــارت سی‌وهشتم 𓆪 🖤🥀در با صدای آرامی پشت سرشان بسته...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.40 (روایت از زبان جون...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

𐙚 پارت ³ | ویو نامراصدای زنگ مدرسه توی سالن غذاخوری پیچید و ...

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

(:♡ رز ابی من part .1.(اول عکسارو تا جایکه گفته شده بخوانید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط