#خان_زاده #پارت_۲۵

#رها
_ خب دیگه وقتمون تموم شد بیاید بریم 
○ ببخشید بچه ها
♧ الان بخشیدیم بیا برو
& بچه ها
= جون 
● هون؟؟
□ ن ب جون امیر علی ن هون تو بگو دیگه؟؟
& بریم تونل وحشت
○ اره 
● ن نریم لطفا
□ ایول من که پایه
_ منم هستم
رفتیم بلیط گرفتیم اوها چقدر صف اینجا طولانیه
♧ فقط ی چیزی خانوما اگه خواستید جیغ بزنید بگید امادگیشو پیدا کنیم
□ رویا رو نندازید بغل من 
● چراااا؟؟؟
□ خیلی جیغ جیغ میکنی
& تو چی 
_ من چی؟؟؟
& جیغ جیغ میکنی
_ ن من ترسناک دوس دارم
& خب من یارمو انتخاب کردم
= داداش میگم ی وقت
& امیرررر
= غلط کردم
رویا بغل سپهر 
ملی و شروین هم با هم
امیر علی هم افتاد با ی به قول خودش داف مامانی
منو طاها هم با هم بودیم
راه افتاد 
اوخی این اسکلته چقدر نازه😂
اع اون خونه اشکال نداره دسمال بدم 
خندم گرفته بود از افکارم
& به چی میخندی .
_ هیچی 
صدای جیغ ی دختر اومد
& به جان خودم که این رویا بود 
_ قش نکنه ی وقت
& ن بابا 
_ نگفته بودی
& چی رو؟؟؟
_ اینکل شروین ملی رو میخواد.
& تو چقدر به جزعیات دقت میکنی
_ دیگه دیکه
یدفعه ی نفر با ماسک ترسناک اومد جلو من بدون هیچ واکنشی گفتم: اع سلام چطوری
ازش رد شدیم که شنیدم طاها داره میخنده
_ تو چرا میخند
& همه اینجا جیغ و داد میکنن بعد تو میگی سلام چطوری
به آخرش رسیدیم وایساد
_ اع تموم شد
& دنبال بقیشم هستی
رفتیم پیش بچه ها
رویا رنگش شده بود گچ دیوار
& رویا چطوری
● میخوای تو گوشت بزنم ببینی چطورم
ادامه دارد..❤
بخواطر اینکه پارت قبلی کم بود یه پارت دیگه گذاشتم❤
دیدگاه ها (۱۴)

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part72من:چییی من نمیامبابا:ای بابا نفس جان لج...

ادامه دامیان:بیا بریم خونه من باشه انیا:باشه اونا رفتن خونه ...

روباه کوچولوی منپارت سی و پنجم꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو چویا دازا...

عشق منP5۲ا.ت:جونگ کوک این بچه..مکث کردم کوک آروم آروم آمد سم...

Part ²²ویو لیلی وای در پارکینگ باز شد چقدر ماشین چقدر موتوره...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

امید به زندگیییی😹✨اکثریت یا آیندشون یا حالشون ی افسرده ی بدب...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

پارت ۶ازش جدا شدم و دیدم داره میخنده.گفتم:سوهی: چته!؟ چرا می...

سناریو درخواستی از چیفویو ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط