{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه

ادامه

دامیان:بیا بریم خونه من باشه
انیا:باشه
اونا رفتن خونه دامیان تو خونه بودن که انیا رفت چند تا چسب زخم از کیفش برداشت و نشست کنار دامیان که زخمشو ببنده که یهو


دامیان رو انیا خیمه زد(درست نوشتم)
انیا🍅:دامیان چی کار میکنی ها ...از..ر...وم...پ..اش.و.. باشه ..پاش.. دیگه
دامیان: پا نشم چی
(نکته تو تخت بودن)
انیا:دام..یا..ن..پا...شو..دیگه..
ولی دامیان پا نمی شد و یه بوسه مهکم از گردن انیا گرفت
انیا که خیلی گوجه شده بود و نمی دونست چی کار کنه که دید دامیان تو بغلش خوابش بورده و خودشم خوابید ساعت دیگه نزدیک ۸ بود که
دامیان:انیا پاشو بسه دیگه چقدر می خوابی پاشو دیگه غذا گرفتم با بخوریم گشنمه ماشو
تو گوشنت نیست

انیا خواب الود:چرا هست😪
دامیان:پس پاشو غذا بخوریم
انیا خواب الود :من فقط با چشیدن طعم لبات سیر میشم
اینو که گفت دامیان یکم گوجه شد🍅(ولی بچه ها گوجه دامیان رسیده ها🤣🤣)
دامیان:که این طور 😈😈ها
و دامیان اوفتاد به جونه انیا
انیا:دامیان من یچی گفتم بس کن
ولی کو گوش شنوا و هی می بوسیدتش
(در هدیکه انیا نفس کم میو ورد و به 🍅🍅 سرخ میشد )
تا دامیان در گوش انیا گفت:سیر شدی یا هنوز جا داری 😈
انیا:سیر شد اقا سیر حالا از رو پاشو باشه

بهتون حال دادما تو کامنتا بگید چقدر حال کردید و منتظر این لحظه بودید😚😚

___
دیدگاه ها (۹)

ادامهبعد دامیان میره خونه پیش انیا انیا رو تخت نشسته بود و د...

آوای شب پارت ۲۶سرش انیا را ناز میکرد تا اینکه شمشیری در بدن ...

عشقی حقیقی

ادامهانیا میاد بیوفته.........لوکاس می گیرت.شدامیان از عصبان...

عشقی حقیقی

P2F2و دامیان گردن انیا رو گاز زد و بعد از چند دقیقه ول کرد و...

P18انیا:نه بابا هوا گرمه فقط🍅دامیان:خوب ما الان نامزدیم دیگه...

زمرد های صورتی پارت ¹²دامیان اومد بالا و اونا رو تو اون وضعی...

عشق پنهان

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط