{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی

همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندی
تا دگر عیب نگویند من حیران را

لیکن آن نقش که در روی تو من می‌بینم
همه را دیده نباشد که ببینند آن را

چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب
گفت یک بار ببوس آن دهن خندان را🌷

سعدی🌷#کمپین_حال_خوب🌷🌱
دیدگاه ها (۱)

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

همه را دیده در اوصاف تو حیران ماندیتا دگر عیب نگویند من حیرا...

چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیبگفت یک بار ببوس آن دهن خندان ...

چشم گریان مراحال بگفتم به طبیبگفت: یک بار ببوسآن دهن خندان ر...

چشم گریان مرا حال بگفتم به طبیب.. گفت یک بار ببوس آن دهن خند...

چشم گریان مرا حال بگفتم به طَبیبگفت یک بار ببوس آن دهنِ خندا...

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راچه کند گوی که عاجز نشود چوگ...

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راچه کند گوی که عاجز نشود چوگ...

چه کند بنده که گردن ننهد فرمان راچه کند گوی که عاجز نشود چوگ...

...دل نمانده‌ست که گوی خم چوگان تو نیستخصم را پای گریز از سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط