{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چو دل بردی ز مهرم سیر گشتی

چو دل بردی ز مهرم سیر گشتی
جفا کردی، که بر من چیر گشتی
وفا آموختی پیوسته ما را
حرامست، ار تو خود دانی وفا را
چرا بگذاشتی زینگونه ما را؟
کجا رفت آن فغان و سوز؟
دیدگاه ها (۱)

آه از این غربت نزدیک واز آن حسرت دور...عشق در سینه ی من هست ...

دردم از یار است و، درمان نیز هم دل فدای او شد و، جان نیز هم ...

""نـــالـیدن"" مـخـتـص دردهـاے ڪوچــــــــــــــڪ است درد ڪـ...

با اینکه هیچکس نیومد پیش منشبزده بود چشمای درویش منتنها نبود...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

گرت روزی به کام خویشتن بینم، چه خواهد شدوگر از گلشن وصلت گلی...

Attar050511

Attar-050705

..وَالشَّمسُ تَجري لِمُستَقَرٍّ لها ذلكَ تقديرُ العزيزِ العل...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط