{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها ، هجری و شمسی ، همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران ، آینه ی تردیدند

نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند ، در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

گر بیایی همه ساعت ، همه روز و همه ثانیه ها
از همین روز ، همین لحظه ، همین دم عیدند

#شعر
قیصر امین پور
دیدگاه ها (۱)

سایه‌های کلاغپارت سی‌وهفتم | اعتراف آخرسکوت کلبه، از صدای گل...

فیک : بین راندها

🍷 شراب قرمزپارت ۱۳ | سایه‌ی خیانترینا هنوز به پیام روی گوشی ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۳: روز دوم در آشپزخانهچند دقیقه بعد…سوآ و...

رمان: مادام کوچولوی کیم part:۷منتظرتم. هر وقت خواستی حرف بزن...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 55لیویا صداش رو بالا...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه بی...

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند سالها، هجری و شمسی، همه ب...

.بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شمسی، همه ب...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدندسالها، هجری و شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط