{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند
سالها، هجری و شمسی، همه بی خورشیدند

از همان لحظه که از چشم یقین افتادند
چشم های نگران آینه ی تردیدند

نشد از سایه ی خود هم بگریزند دمی
هر چه بیهوده به گرد خودشان چرخیدند

چون به جز سایه ندیدند کسی در پی خود
همه از دیدن تنهایی خود ترسیدند

غرق دریای تو بودند ولی ماهی وار
باز هم نام و نشان تو زهم پرسیدند

در پی دوست همه جای جهان را گشتند
کس ندیدند در آیینه به خود خندیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوش است
فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

تو بیایی همه ساعتها و ثانیه ها
از همین روز، همین لحظه، همین دم عیدند
دیدگاه ها (۴)

مرا بسپار در یادتبه وقت ریزش باران ، نگاهت گر به آن بالاستو ...

یکی از فرماندهان جنگ میگفت: خدا رحمت کند حاج عبدالله ضابط را...

جمعه ها را همه از بس که شمردم بی توبغض خود را وسط سینه فشردم...

خورشید جایی نرفته، هر وقت بیدار شویمصبح است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط