{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شغل: بیداری... مکانش را نمی‌داند کسی

شغل: بیداری... مکانش را نمی‌داند کسی
ساعت کاری: زمانش را نمی‌داند کسی
شهر: #ایران! سابقه: #ایثار! تحصیلات: #عشق!
سن او: #پیر و #جوان ش را نمی‌داند کسی

نام: بی‌نامی! هنر: #اخلاص! شهرت: بی‌نشان!
بین ما نام و نشانش را نمی‌داند کسی
تیرخورده، طعنه‌خورده، باز فکر #جان ماست
دردهای جسم و جانش را نمی‌داند کسی

خواب از چشمش گرفته فکر فردای #وطن
رنج‌های سالیانش را نمی‌داند کسی
سینه‌اش صدها #روایت دارد از شب‌های امن
#فاتح ی که داستانش را نمی‌داند کسی

او که «#سرباز_وطن» تنها مدال فخر اوست
مرزهای پادگانش را نمی‌داند کسی
آه! بعد از روضه‌ها در #روضه می‌ماند دلش
#آرزو ی بی‌کرانش را نمی‌داند کسی

زیر لب «یا لیتنا...» دارد به سمت #کربلا
حاجتش، ورد زبانش را نمی‌داند کسی
با #شهادت همدم است و همنشین و هم مسیر
معنی اشک روانش را نمی‌داند کسی

بی‌هیاهو بی‌صدا گرمِ نبردِ #دیو هاست
#رستم ی که #هفت‌خوان ش را نمی‌داند کسی
شهر #آرام است مثل دیشب و شب‌های قبل
باز قدر #قهرمان ش را نمی‌داند کسی


✍️ شاعر: #حسن_اسحاقی

#پاسدار #مدافع_حرم #مدافع_امنیت

؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#ارم #سپاه_پاسداران_انقلاب_اسلامی
دیدگاه ها (۰)

شهر آرام است مثل دیشب و شبهای قبل...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

بر خلایق لطف کردی، منتها #بر_عکس شد!پاسخ «خوبی» نمی دانم چرا...

ما به سوی چشمه از این خشک‌سالی می‌رویمبا گلوی تشنه و با مشک ...

طاقت آوردی خلیج فارس من!این همه سال‌ها با خاطرات خوبسفره‌ی آ...

#جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم #زندگانی را و گم ...

🌱 به رسم کرام ‌| «در التجاء به صدرنشین سریر رضا حضرت علی بن ...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط