آخر دنیای ما
- پس میشه یه چیزایی رو بهت بگم ؟
+ آره . هرچی میخوای بگو
نفس عمیقی کشید
- میدونستی چقدر چشم های سبزت رو دوست دارم ؟ میدونستی چقدر مهربونیات ، مراقب بودنات ، حرفات و کلا همه چیزت رو خیلی خیلی دوست دارم ؟
لبخندی زدم
+ معلومه که میدونم . منم لبخندات ، نگرانی هات ، پشتیبانی کردنات و کلا همه چیزت رو خیلی خیلی دوست دارم
بلند خندید
- منم میدونم
هردوتامون برای چند ثانیه ساکت شدیم
- میگم ... تو میترسی؟
+ چون کنارتم نه
- پس منم نمی ترسم !
+ افرین
- راستی یه چیزی رو نگفتم . ممنونم
+ برای چی ؟
- برای اینکه بهترین دوست و آدمی بودی که توی عمرم کنارم داشتم
+ منم ازت ممنونم که بهترین دوست و آدمی بودی که توی عمرم می تونستم داشته باشم
می دونستیم که دیگه آخرشه پس نگاهمون رو به آسمون دادیم . صدای پاهای نگهبان ها رو می شنیدم
+ ممنون که تا آخرش، تا این لحظه کنارم بودی
- منم ازت ممنونم . فقط ای کاش ... ای کاش این بیماری مزخرف نبود تا می شد بیشتر پیش هم باشیم
نگاهش کردم . اشک توی چشم هاش حلقه زده بود . دستم را روی صورتش کشیدم
+ منم خیلی دوست داشتم این اتفاق بیوفته . ولی مطمئن باش بعد از مرگ ، دوباره پیدات میکنم و این دفعه نمی ذارم چیزی از هم جدامون کنه !
با این حرفم ، قطره اشکی از چشمش روی دستم افتاد .
چشم هاش داشتن بسته می شدن ، مثل مال من
نگهبان ها توی چند قدمی مون بودن
+ می ... میبینمت
- منم ... همینطور
و اون لحظه ، آخرین لحظه وجود ما توی این دنیای فانی بود
من کنارت می مانم
تا آخرین لحظه از زندگیمان
این را بدان تنها راه جدایی ما
فقط مرگ است و بس
در آن زمان ، در آخر دنیایمان
به یاد داشته باش
که من بعد از مرگ هم
به دنبال تو خواهم گشت
این یکی شون بود . به نظرم زیادی احساسی شده 😅
من بعضی از داستان هام رو بر اساس اهنگ ها می نویسم . این یکی برای اهنگ The end of the world هستش 😁
+ آره . هرچی میخوای بگو
نفس عمیقی کشید
- میدونستی چقدر چشم های سبزت رو دوست دارم ؟ میدونستی چقدر مهربونیات ، مراقب بودنات ، حرفات و کلا همه چیزت رو خیلی خیلی دوست دارم ؟
لبخندی زدم
+ معلومه که میدونم . منم لبخندات ، نگرانی هات ، پشتیبانی کردنات و کلا همه چیزت رو خیلی خیلی دوست دارم
بلند خندید
- منم میدونم
هردوتامون برای چند ثانیه ساکت شدیم
- میگم ... تو میترسی؟
+ چون کنارتم نه
- پس منم نمی ترسم !
+ افرین
- راستی یه چیزی رو نگفتم . ممنونم
+ برای چی ؟
- برای اینکه بهترین دوست و آدمی بودی که توی عمرم کنارم داشتم
+ منم ازت ممنونم که بهترین دوست و آدمی بودی که توی عمرم می تونستم داشته باشم
می دونستیم که دیگه آخرشه پس نگاهمون رو به آسمون دادیم . صدای پاهای نگهبان ها رو می شنیدم
+ ممنون که تا آخرش، تا این لحظه کنارم بودی
- منم ازت ممنونم . فقط ای کاش ... ای کاش این بیماری مزخرف نبود تا می شد بیشتر پیش هم باشیم
نگاهش کردم . اشک توی چشم هاش حلقه زده بود . دستم را روی صورتش کشیدم
+ منم خیلی دوست داشتم این اتفاق بیوفته . ولی مطمئن باش بعد از مرگ ، دوباره پیدات میکنم و این دفعه نمی ذارم چیزی از هم جدامون کنه !
با این حرفم ، قطره اشکی از چشمش روی دستم افتاد .
چشم هاش داشتن بسته می شدن ، مثل مال من
نگهبان ها توی چند قدمی مون بودن
+ می ... میبینمت
- منم ... همینطور
و اون لحظه ، آخرین لحظه وجود ما توی این دنیای فانی بود
من کنارت می مانم
تا آخرین لحظه از زندگیمان
این را بدان تنها راه جدایی ما
فقط مرگ است و بس
در آن زمان ، در آخر دنیایمان
به یاد داشته باش
که من بعد از مرگ هم
به دنبال تو خواهم گشت
این یکی شون بود . به نظرم زیادی احساسی شده 😅
من بعضی از داستان هام رو بر اساس اهنگ ها می نویسم . این یکی برای اهنگ The end of the world هستش 😁
- ۱۲.۱k
- ۲۷ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط