{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کم کم فضای خانه نفسگیر می‌شود

کم کم فضای خانه نفسگیر می‌شود
کم کم زمان،برای علی دیر می‌شود

بیچاره مجتبی،چه عذابی کشیده است
دارد ز داغ بی کسـیت پیـر می‌شود

زینب کشیده چادر خود را به روی سر
فکرش به زخمهای تو درگیر می‌شود

فضه دو ماه میشود این‌جا نشسته و
هر روز از کنیزی خود،سیـر می‌شود

هی می‌رود، که ترک کند خانه‌تـو را
با گریه‌ حسین تو، زنجیر میشود

ذکری که در قنوت بگیری، یقینی است
خواب حسن، دعای تو تعبیر میشود

تو میروی و روی سیاهی به شب رسد
هر کس گلایه کردزتو،تحقیر میشـود

زهرا بمان، نرو، بخدا سخت می‌شود
حیدر کنار توست، که چون شیر میشود
دیدگاه ها (۴)

خداجون سلام ?? شب عید نزدیکهمن بلد نیستم عربی بگمو فسلفه بچی...

فٰــــــــازْ فــــَقَط فٰــــــــازِ تَنهایـــے نَہ غَــ...

"عیــــد" نزدیــک استدلمـان یک "تحـــول عظیــم" می خواهدیک "...

دَردهـــــــــای مَـــــــــــــــــــــــــرا....اَگـــــــ...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۶: نقشه‌ای که در یک شب کشیده شدچند لحظه س...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

‌ کم کم فضای خانه نفس گیر میشود کم کم زمان ، برای علی دیر می...

یا زهـــــرا.سکم کم فضای خانه نفس گیر می‌شودکم کم زمان، بـــ...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

صبر کن عشق تو تفسیر شود بعد برو یا دل از ماندن تو سیر شود بع...

دنیای من با عشق درگیر است باور کنقلبم به پایِ بودنت گیر است ...

نیمه جان علی جوان علیگل نیلوفر کمان علیفاطمه جان بمان بجان ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط