کم کم فضای خانه نفسگیر میشود
کم کم فضای خانه نفسگیر میشود
کم کم زمان،برای علی دیر میشود
بیچاره مجتبی،چه عذابی کشیده است
دارد ز داغ بی کسـیت پیـر میشود
زینب کشیده چادر خود را به روی سر
فکرش به زخمهای تو درگیر میشود
فضه دو ماه میشود اینجا نشسته و
هر روز از کنیزی خود،سیـر میشود
هی میرود، که ترک کند خانهتـو را
با گریه حسین تو، زنجیر میشود
ذکری که در قنوت بگیری، یقینی است
خواب حسن، دعای تو تعبیر میشود
تو میروی و روی سیاهی به شب رسد
هر کس گلایه کردزتو،تحقیر میشـود
زهرا بمان، نرو، بخدا سخت میشود
حیدر کنار توست، که چون شیر میشود
کم کم زمان،برای علی دیر میشود
بیچاره مجتبی،چه عذابی کشیده است
دارد ز داغ بی کسـیت پیـر میشود
زینب کشیده چادر خود را به روی سر
فکرش به زخمهای تو درگیر میشود
فضه دو ماه میشود اینجا نشسته و
هر روز از کنیزی خود،سیـر میشود
هی میرود، که ترک کند خانهتـو را
با گریه حسین تو، زنجیر میشود
ذکری که در قنوت بگیری، یقینی است
خواب حسن، دعای تو تعبیر میشود
تو میروی و روی سیاهی به شب رسد
هر کس گلایه کردزتو،تحقیر میشـود
زهرا بمان، نرو، بخدا سخت میشود
حیدر کنار توست، که چون شیر میشود
- ۱.۲k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط