حوا در باغ عدن قدم مي زد كه مار به او نزديك شد و گفت:

حوا در باغ عدن قدم مي زد كه مار به او نزديك شد و گفت:

اين سيب را بخور!

حوا كه درسش را از خداوند آموخته بود‌ امتناع كرد...

باز اصرار كرد اين سيب را بخور,
چون بايد براي شوهرت زيباتر بشوی...

حوا پاسخ داد:نيازي ندارم,
او كه جز من كسي را ندارد...

مار خنديد: البته كه دارد!

حوا باور نمي كرد,
مار او را به بالي تپه به كنار چاهي برد...

آن پايين است,
آدم او را آنجا مخفي كرده...

حوا به درون چاه نگريست و بازتاب تصوير زن زيبايي را در آب ديد...

و سپس سيبي را كه مار پيشنهاد مي كرد خورد...
دیدگاه ها (۹)

ز‌ـیبایی✔حوا در باغِ عَدَن قدم میزد که مـار به او نزدیک شد و...

حوا در بهشت قدم می زد که مار به او نزدیک شد و گفت: -این سیب ...

فالو کردن این پیج = مشاهده کردن بروزترین کلیپ های دنیا

ای بدبخت مرد بدشانس.. بخت اگر بخت بود خیال همه تخت بود

@donya.ahwazi#آیات_قرآنی💚#ویسگون#انا_اهوازیه#دختر_اهوازی#دخت...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

#یا_مهدی_صاحب_الزمان#یا_اباصالح_المهدی_ادرکنی#فرج_تنها_راه_ن...

استوری‌ها رو از دست ندید👌🌸🌱🍃📸آیدی اینستاگرام 👇https://www.in...

بنویسید بر سر در لیگ آسیا که قول آبی آسیا برمیگرده 💙⭐💙💙⭐💙عشق...

ᥫ᭡وقتی به تــو نگاه می‌کنمانگار "چشمانم" زیباتر می‌شودو وقتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط