بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدم

بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدم
پیشِ چشمانِ تو از شَرم و حیا آب شدم

چشم بستم که نبینم رخِ زیبای تو را
آنچنان رفته ام از دست که نایاب شدم

آمدی دل ببری از من و تنهایی من
خوابِ چشمانِ مرا بردی و بد خواب شدم

فکر می کردم از احساسِ دلم باخبری
من در این دهکده از عشقِ تو ارباب شدم

مدتی هست که بیداری شب باب شده
بی تو هر لحظه در این میکده سیراب شدم

شده دلبسته ی من هر که مرا میبیند
پدر عشق بسوزد که چنین ناب شدم

مثلِ دریایی و هر کس ز لبَت می گوید
در خیالات خودم ماندم و مرداب شدم
دیدگاه ها (۲)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿دست بردار ، برو ! پرسه نزن دور و برمم...

بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدمپیشِ چشمانِ تو از شَرم و حی...

بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدمپیشِ چشمانِ تو از شَرم و حی...

بعدِ بوسیدنت ای عشق چه بی تاب شدم پیشِ چَشمانِ تو از شَرم و ...

عاشقانه

.خواستم تا بسرایم ، غزلی ناب نشد!از برایت بنویسم ، بکنم قاب ...

به نام او ... به یاد تو ... برای توعاشقی جرم قشنگیست گرفتارم...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کردخواب بودم که شبی عشق تو بیدارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط