{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتمش :دل میخری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو. تنها بخند. خ

گفتمش :دل میخری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو. تنها بخند. خنده کردو دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود
دیدگاه ها (۴)

دوش در آیینه  مه  نقش سیمای تو دیدمماه را روشن تر از هر شب ز...

به نام آن‌که در خون، جاودان شدبه خاکِ خستهٔ ایران، نشسته گرد...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

فردا فردا کردن

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_20فصل دهم | سؤا...

پارت ۱۹۵

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

پیامی که نباید می‌رسید پارت ۲ | ساختمان قدیمی چرا اسم...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط