‹ من مراقبتم بچم😈🫂 ›

‹ من مراقبتم بچم😈🫂 ›
─━━─━━─━━─━━─━━─━━─
#Part_11

دادی زد:

- برنگرد!!

با قدم های اروم از پشت نزدیک شد و زیر گوشم جوری که نفساش به گردنم برخورد میکرد لب زد:

- اشتباه.. تصادفی.. یهویی.. عادت..

هرکوفتی اسمشو بزاری بازم خیانته


- من..


اومد رو به روم ایستاد و تیز تو چشمام نگاه کرد

- عضو گروه نبودی تنها باریه که بخشیده شدی

دفعه بعدی همچین حرکاتی از جانبت دیده بشه یه گلوله تو مغزت خالی شده

بده گوشیو!

تا اومدم از بخشیده شدنم خوشحال باشم با جمله اخرش رسما وا رفتم..

گوشیو بدم؟

چجوری بگم تو لباس زیرمه و نمیشه؟

اخم بین دو ابروش نشونه جدیت و سماجتش رو در این قضیه میداد

و من اصلا این موضوع بد و وهم انگیز رو دوست نداشتم

- خب؟!

◜ 𝕛𝕠𝕚𝕟🫦 : @bachemaniii ◞
─━━─━━─━━─━━─━━─━━─
دیدگاه ها (۰)

‹ من مراقبتم بچم😈🫂 ›─━━─━━─━━─━━─━━─━━─#Part_15 اگه فقط کمی ...

‹ من مراقبتم بچم😈🫂 ›─━━─━━─━━─━━─━━─━━─#Part_12سعی کردم بدون...

‹ من مراقبتم بچم😈🫂 ›─━━─━━─━━─━━─━━─━━─#Part_4ازکجا فهمیده ب...

‹ من مراقبتم بچم🥹🫂 ›─━━─━━─━━─━━─━━─━━─#Part_2بادیگارد هایی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط