بهش گفتم :

بهش گفتم :
بهش بگو دوستش داری
بهم گفت :
خیلی میترسم،
میترسم از غروری که به باد بره،
از تمسخری که ممکنه تو نگاهش بشینه
میترسم...
بهش گفتم :
ترس برادر مرگه...
نگو تا روزی هزار بار بمیری :)
#بلو_لوتوس
دیدگاه ها (۳)

یکی اومد بهم گفت چند بار خودکشی نا موافق داشتی بهش گفتم هر چ...

ادامهدامیان:انی من میرم پیش دمیتروسانیا:باش ولی داداشت دیشب ...

امروز ۱۶ مهر هستششاید برای همه یه روز عادی توی ماه اول فصل س...

سناریو جونگکوک

قسمت ده

پارت ۱۱

پارت ۴۰ لینا بعد از دعوا برگشت پیش سوفیا.سوفیا با تعجب نگاهش...

من اینو با تمام وجودم حس کردم زمانی که نصفه شب دکتر فاطمه او...

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

#بوسه_ای_از_شراب_شکلات#part3چش غره ای بهش رفتم_جونگکوکخنده ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط