گرقهر‌كنی‌سزاۍ‌آنم، ورلطف‌كنی‌سزای‌آنی

ای هجر تو وصل جاودانی
واندوه تو عین شادمانی

در عشق تو نیم ذره حسرت
خوشتر ز حیات جاودانی

بی یاد حضور تو زمانی
کفر است حدیث زندگانی

صد جان و هزار جان نثارت
آن لحظه که از درم برانی

کار دو جهان من برآید
گر یک نفسم به خویش خوانی

با خوندان و راندنم چه کار است
خواه این کن و خواه آن تو دانی

گر قهر کنی سزای آنم
ور لطف کنی برای آنی

صد دل باید به هر زمانم
تا تو ببری به دلستانی

گر بر فکنی نقاب از روی
جبریل سزد به جان‌فشانی

کس نتواند جمال تو دید
زیرا که ز دیده بس نهانی

نی نی که به جز تو کس نبیند
چون جمله تویی بدین عیانی

در عشق تو گر بمرد عطار
شد زندهٔ دایم از معانی


#عطار
دیدگاه ها (۲)

گر قهر كنی سزاي آنم ور لطف كني سزای آنیصد دل بايد بـه هر زما...

ای جان جان جانم تو جان جان جانی بیرون ز جان جان چیست آنی و ب...

ای جان جان جانم تو جان جان جانیبیرون ز جان جان چیست آنی و بی...

اینم یک انرژی مثبت از مولانا🌱 حقیقتنه به رنگ است و نه بونه ب...

ای وصل تو آب زندگانیتدبیر خلاص ما تو دانیاز دیده برون مشو که...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

📜#غزلیات#عارف_قزوینی#غزل_یازدهمباز ز ابروی کمان و نوک مژگان ...

چون ز پشت زولجناح آمد فرود بر سجود افتاد و رخ بر خاک سوخت د...

ای به فدایت همه جان جهانخاک رهت سرمه‌ی افلاکیانوصله‌ی بر جام...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط