{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای جان جان جانم تو جان جان جانی بیرون ز جان جان چیست آنی

ای جان جان جانم تو جان جان جانی بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه چیزی تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت اکنون نگاه کردم تو خود همه جهانی گنج نهانی اما چندین طلسم داری هرگز کسی ندانست گنجی بدین نهانی نی نی که عقل و جانم حیران شدند و واله تا چون نهفته ماند چیزی بدین عیانی چیزی که از رگ من خون می‌چکید کردم فانی شدم کنون من باقی دگر تو دانی کردم محاسن خود دستار خوان راهت تا بو که از ره خود گردی برو فشانی در چار میخ دنیا مضطر بمانده‌ام من گر وارهانی از خود دانم که می‌توانی عطار بی نشان شد از خویشتن بکلی بویی فرست او را از کنه بی نشانی
دیدگاه ها (۱)

چشم به راهِ کسی بمان که آمدنش عجیب بوی ماندن بدهد که از پشتِ...

امشب بزن بال و پری ، پرواز را دیوانه کـنیک لحظه از پایان بگو...

ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیمدیده از روی نگارینش نگ...

ترجمه دارد ....... باخ گولوم گلدی باهار آچدی بولاقلار گوزونی...

رون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنیپی می‌برد به چیزی جانم ول...

ای جان جان جانم تو جان جان جانیبیرون ز جان جان چیست آنی و بی...

ای جان جان جانم تو جان جان جانیبیرون ز جان جان چیست آنی و بی...

گرقهر‌كنی‌سزاۍ‌آنم، ورلطف‌كنی‌سزای‌آنی

اى در ميان جانم وز جان من نهانىاز جان نهان چرايى چون در ميان...

دل من نشان كويت زجهان نجست عمـري كـه خبـر نبـود دل را كه تـو...

ترا جانم صدا کردم، ولیکن برتر از جانیمگرجان، بی‌تو میماند،در...

این دل پر درد را چندان که درمان می‌کنمگویا یک درد را بر خود ...

نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانیکه به دوستان یکدل، سر دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط