من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم
می سوزم و بهر تسلای جگر دف می زنم

در بند گیسوی توام ، زنجیری موی توام
چون بر نمیآید ز من ،کاری دیگر دف می زنم

امشب منم مهمان تو ، دست من و دامان تو
یا قفل در وا می کنی ، یا تا سحر دف می زن

من موج از خود رانده ام ،کز بحر بیرون مانده ام
تا ساحل آغوش تو ، بی پا و سر دف می زنم
دیدگاه ها (۱)

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنممی سوزم و بهر تسلای ...

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنممی سوزم و بهر تسلای ...

من عاشق روی توام کاینگونه بر دف میزنممن عاشق  روی توام کاینگ...

من عاشق روی توام که اینگونه بر دف میزنم دف میزنممیسوزم و بهر...

امشب منم مهمان تودست من و دامان تویا قفل در وا می کنییا تا س...

بارالهاامشب منم مهمان تودست من دامان تویا قفل در وا می کنیی...

امشب منم مهمان تو...دست من و دامان تویا قفل در وا می کنی...ی...

امشب منم مهمان تو...دست من و دامان تویا قفل در وا می کنی...ی...

امشب منم مهمان تو...دست من و دامان تویا قفل در وا می کنی...ی...

من عاشق روی توامکه اینگونه بر دف میزنم دف میزنممیسوزم و بهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط