{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم
می سوزم و بهر تسلای جگر دف می زنم

در بند گیسوی توام ، زنجیری موی توام
چون بر نمیآید ز من ،کاری دیگر دف می زنم

امشب منم مهمان تو ، دست من و دامان تو
یا قفل در وا می کنی ، یا تا سحر دف می زنم

من موج از خود رانده ام ،کز بحر بیرون مانده ام
تا ساحل آغوش تو ، بی پا و سر دف می زنم "حضرت مولانا"
دیدگاه ها (۲)

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنممی سوزم و بهر تسلای ...

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنممی سوزم و بهر تسلای ...

من عاشق روی توام کاینگونه بر دف میزنممن عاشق  روی توام کاینگ...

من عاشق روی توام که اینگونه بر دف میزنم دف میزنممیسوزم و بهر...

امشب منم مهمان تو...دست من و دامان تویا قفل در وا می کنی...ی...

امشب منم مهمان تو...دست من و دامان تویا قفل در وا می کنی...ی...

امشب منم مهمان تو...دست من و دامان تویا قفل در وا می کنی...ی...

امشب منم مهمان تودست من و دامان تویا قفل در وا می کنییا تا س...

بارالهاامشب منم مهمان تودست من دامان تویا قفل در وا می کنیی...

من عاشق روی توامکه اینگونه بر دف میزنم دف میزنممیسوزم و بهر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط