{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف می زنم
می سوزم و بهر تسلای جگر دف می زنم

در بند گیسوی توام ، زنجیری موی توام
چون بر نمیآید ز من ،کاری دیگر دف می زنم

امشب منم مهمان تو ، دست من و دامان تو
یا قفل در وا می کنی ، یا تا سحر دف می زنم

من موج از خود رانده ام ،کز بحر بیرون مانده ام
تا ساحل آغوش تو ، بی پا و سر دف می زنم "حضرت مولانا"
دیدگاه ها (۲)

مرا هزار امید است و هر هزار تویی...شروع شادی و پایان انتظار ...

از نگاه روی تو ، دل سیر می گردد مگرآخر آدم با تو باشد ، پیر ...

فکر می­کردم در آغوشش بگیرم بهتر استبعدها دیدم در آغوشش بمیرم...

جان خوش است، اما نمیخواهم که جان گویم تورا؛خواهم از جان خوش ...

*ای دیده، بدار ماتم دل کو در خطری فتاد مشکل خون شد ز فراق ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط