پارت 1
پارت 1
بورا:یعنی چی که نفهمیدی من دیدمش چجوری تو ندیدی کنارت وایساده بود (داد)
لینهو:دارم بهت میگم اون فقط دوستمه انقدم داد نزن (داد)
لینهو:باشه چطوره از خودش بپرسیم (بورا گوشیو از دست لینهو میکشه و به میا رنگ میزنه)
بوق بوققق
میا:الو
لینهو:عااا سلام میا
میا:یاا نمیتونم باور کنم چقد تو این عکس خوب افتادی یعنی واقعا انقد زیبایی
لینهو:عااا بیا بعدا حرف بزنیم، خدافظ
میا:میبینمت
لینهو تلفنو قطع کرد
بورا:میدونستم با چه خیانتکار زندگی میکنم (بغض)
لینهو:اگه میدونستی برا چی ادامه دادی(داد)
بورا:فقط بخاطر یونا و جونگکوک (یونا 6سالشه جونگکوک 8سالشه)
ولی دیگه نمیتونم تورو تحمل کنم
ویو جونگکوک و یونا
یونا :من میترسم (بغض)
جونگکوک:نترس من پیشتم
بورا درو باز میکنه و به جونگکوک و بورا نگاه میکنه دستاشونو میگیره و امادشون میکنه تا برن خونه ی خودش
جونگکوک:اوما کجا میریم
میریم خونمون عزیزم
یونا:اما خونمون که اینجاست
از حالا یه خونه ی جدید داریم
یونا:پس بابا چی؟
بسه چقد سوال میپرسین برین تو ماشین...
بورا:یعنی چی که نفهمیدی من دیدمش چجوری تو ندیدی کنارت وایساده بود (داد)
لینهو:دارم بهت میگم اون فقط دوستمه انقدم داد نزن (داد)
لینهو:باشه چطوره از خودش بپرسیم (بورا گوشیو از دست لینهو میکشه و به میا رنگ میزنه)
بوق بوققق
میا:الو
لینهو:عااا سلام میا
میا:یاا نمیتونم باور کنم چقد تو این عکس خوب افتادی یعنی واقعا انقد زیبایی
لینهو:عااا بیا بعدا حرف بزنیم، خدافظ
میا:میبینمت
لینهو تلفنو قطع کرد
بورا:میدونستم با چه خیانتکار زندگی میکنم (بغض)
لینهو:اگه میدونستی برا چی ادامه دادی(داد)
بورا:فقط بخاطر یونا و جونگکوک (یونا 6سالشه جونگکوک 8سالشه)
ولی دیگه نمیتونم تورو تحمل کنم
ویو جونگکوک و یونا
یونا :من میترسم (بغض)
جونگکوک:نترس من پیشتم
بورا درو باز میکنه و به جونگکوک و بورا نگاه میکنه دستاشونو میگیره و امادشون میکنه تا برن خونه ی خودش
جونگکوک:اوما کجا میریم
میریم خونمون عزیزم
یونا:اما خونمون که اینجاست
از حالا یه خونه ی جدید داریم
یونا:پس بابا چی؟
بسه چقد سوال میپرسین برین تو ماشین...
- ۹.۰k
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط