کاروان با اندوه و آه شد میهمان کربلا...

کاروان با اندوه و آه شد میهمان کربلا...
السلام علي ساكن كربلا
حالا کاروان رسیده ...
واى از آن لحظه كه رسيد به سرزمين غم و اندوه
هركدام بى قرار بودند...
ارباب، بى تاب بود براى دل زينب،
دل نگران دردانه سه ساله اش...
مى دانم حتى، دشتِ نينوا هم براى عزيزان زهرا، خون مى گريست؛
پس عجيب نيست كه اكنون كربلا تكه اى از بهشتِ روى زمين است 👈♥️#ملت_حسین_به_رهبری_حسین
#حب_الـحسـیـن_یـجمعنا
دیدگاه ها (۵)

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

ای خسته از جماعتِ غرقِ ریا حسینای دل بُریده از همه ی رنگ ها ...

🩵🌿🌧️ مازندرانِ جااان…! 😍💚💚🌳 تکه‌ای از بهشت روی زمین، سرزمین ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

🌿🌸🍃 ایلام؛ تابلوی بی‌نظیر آفرینش و بهشت طبیعت ایران 🍃🌸🌿🏞️💚 گ...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 بیست و سوم مهر؛ روز جهانی ...

💚🌿🏞️ دریاچه الندان؛ تکه‌ای از بهشت در قلب مازندران! 😍💧🌳🇮🇷💚 ا...

آن میوه ای که فاطمه آن را طلب نمود...

نمی‌دانم این مکتوب در میانِ طومارهایِ انباشته بر میزِ زرینت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط