اصلا هیچوقت برنگرد

اصلا هیچوقت برنگرد
در این خانه نه گلی مانده
که بوی روزهای گذشته را بدهد
نه آینه ای
که تو را به روی خودش بیاورد.
دیدگاه ها (۱)

وقتی پیام میده یا به هر طریقی باهاش حرف میزنم حس میکنم مغزم ...

یکی از ارزو هام که شاید هیچوقت بهش نرسم اینه که یروزی توی پا...

«بوی خون میاد...»نگهبان آسباد، این بار خودش وسط خطره.🛖 سریال...

غریبه‌ای‌ستکه شب را با سایه‌ی خودش قسمت می‌کندموهای بادخورده...

‏تو مدام از کارهایی که در گذشته انجام ندادییا آنها را بد انج...

گاهی یک خانه فقط دیوار و اتاق نیست...سامان به خانه‌ای برگشت ...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

#حکایت_قدیمی 🌿 حکایت ملانصرالدین و ارزن روی طنابروزی روزگاری...

#حکایت_قدیمی حکایت طمع‌کار و قاضی روزی مردی طمع‌کار نزد قاض...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط