بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد
بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد
کلام حق دم شمشیر می شود گاهی
(مظلومیت زن در فرهنگ ایرانی)
به تعریف زن و مرد در فرهنگ لغت فارسی توجه بفرمایید:
آقا = سرور، بزرگ، رئیس، مودب، محترم...
مردانگی = مرد بودن، دلیری، شجاعت
مردانه = شجاعانه ، دلاورانه
مردی = آراستگی به صفات نیک انسان بودن، جوانمردی، شجاعت، دلاوری
خانم = زن، بانو، جنس مونث، روسپی، فاحشه ، خانم بلند کردن...
نمونه ای از اشعار شاعران ایرانی درباره زن:
زن چو بیرون رود بزن سختش
خـود نمـائی کند، بکن رختش
ور کـند سرکشی هلاکش کن
آب رخ می برد به خاکش کن
"اوحدی"
زن چیست نشانه گاه نیـرنگ
در ظاهر صلح و در نهان جنگ
در دشمنی آفت جهـان است
چون دوست شود بلای جان است
چون غم خوری، او نشاط گیرد
چون شاد شوی، ز غـم بمیرد
این کار زنان راست باز است
افسـون زنان بـد دراز است
"نظامی گنجوی "
بگفتار زنان هرگز مکن کار
زنان را تا توانی مرده انگار
"ناصر خسرو"
چو در روی بیگانه خنـدید زن
دگر مرد گو لاف مردی مزن
ز بیگانگان چشم زن کور باد
چو بیرون شد از خانه در گور باد
زن خوب و خوش طبع، رنج است و بار
رهـا کن زن زشت نـاسـازگـار
یکی گفت کس را، زن بد مباد
دگر گفت زن، در جهان خود مباد
تو زن نو کن ای دوست، هر نو بهار
که تقـویم پاری نیـاید به کـار
"سعدی"
هـر بلا کاندر جهـان بینی عیـان
باشد از شومی زن در هر مکان
"مولوی"
کلام حق دم شمشیر می شود گاهی
(مظلومیت زن در فرهنگ ایرانی)
به تعریف زن و مرد در فرهنگ لغت فارسی توجه بفرمایید:
آقا = سرور، بزرگ، رئیس، مودب، محترم...
مردانگی = مرد بودن، دلیری، شجاعت
مردانه = شجاعانه ، دلاورانه
مردی = آراستگی به صفات نیک انسان بودن، جوانمردی، شجاعت، دلاوری
خانم = زن، بانو، جنس مونث، روسپی، فاحشه ، خانم بلند کردن...
نمونه ای از اشعار شاعران ایرانی درباره زن:
زن چو بیرون رود بزن سختش
خـود نمـائی کند، بکن رختش
ور کـند سرکشی هلاکش کن
آب رخ می برد به خاکش کن
"اوحدی"
زن چیست نشانه گاه نیـرنگ
در ظاهر صلح و در نهان جنگ
در دشمنی آفت جهـان است
چون دوست شود بلای جان است
چون غم خوری، او نشاط گیرد
چون شاد شوی، ز غـم بمیرد
این کار زنان راست باز است
افسـون زنان بـد دراز است
"نظامی گنجوی "
بگفتار زنان هرگز مکن کار
زنان را تا توانی مرده انگار
"ناصر خسرو"
چو در روی بیگانه خنـدید زن
دگر مرد گو لاف مردی مزن
ز بیگانگان چشم زن کور باد
چو بیرون شد از خانه در گور باد
زن خوب و خوش طبع، رنج است و بار
رهـا کن زن زشت نـاسـازگـار
یکی گفت کس را، زن بد مباد
دگر گفت زن، در جهان خود مباد
تو زن نو کن ای دوست، هر نو بهار
که تقـویم پاری نیـاید به کـار
"سعدی"
هـر بلا کاندر جهـان بینی عیـان
باشد از شومی زن در هر مکان
"مولوی"
- ۶.۹k
- ۲۴ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط