{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز پروده ی عشق تو شدم ، جان منی

ناز پروده ی عشق تو شدم ، جان منی
درد خود با که بگویم که ، تو درمان منی

یاد تو, روشنی ذهن پریشان من است
در شب تیره ی هـجران ، مه تـابـان منی

کور دل بودم و با عشق تو بینا شده ام
روشنـی بـاد ترا ، ای که تو چشمان منی

زنده کردم دل پژمرده به عشقت ، ای دوست
امشبی را در این خانهِ دل ، تو مهمان منی
دیدگاه ها (۱)

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

گفتم ڪـہ دلتنگم بیـا اے آنڪہ درمان منیگفتے ڪنارم هستے وهموار...

𝐇𝐀𝐏𝐏𝐘 𝐁𝐈𝐑𝐓𝐇𝐃𝐀𝐘🎈🎂 🌸💗ܝߺ̈ߺߺ၄‌ࡋࡅ‌ܝߺ̈ߺߺ ܩࡅߺ߲ߊ‌ܝ‌ࡏ💗🌸https://wisgoo...

شعر و غزل

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

کنار تو فهمیدم عشق فقط یک حس نیست یک آرامش عمیقه...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

هر فصل زیبایی خودشو داره..... مخصوصا پاییز

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط