( شعر از خودم )
( شعر از خودم )
یار از سفر باز آمده ، با ساز و آواز آمده *
با ناز و طناز آمده ، یک دل پر از راز آمده *
هم رقص کن هم هلهله هم شادی و هم غلغله*
بر پا نما یک ولوله ، چون یار طناز آمده*
بلبل به چه چه آمده ، شاهد به به به آمده*
ساقی به قه قه آمده ، عاشق به پرواز آمده*
بر خیز و مطرب را بگو ، سازی بزن بی گفتگو*
زیرا که آمد روبرو ، آن یار دمساز آمده *
ای چشمه هاجوشان شوید چون رود نافرمان شوید*
بر پا شده جریان شوید ، دریا سرافراز آمده *
دیگر مپرس از این و آن کی میرسد سلطان جان*
رو رو بگو بر این و آن ، آن شاه شهناز آمده *
دوری به پایان آمده ، دردم به درمان آمده*
این خانه مهمان آمده ، ماهی چو مهناز آمده*
لالی سراسر مست شد از هوش رفت از دست شد*
گفتا کنون او هست شد ، یار از سفر باز آمده*
( لطفا نظر دهید )
یار از سفر باز آمده ، با ساز و آواز آمده *
با ناز و طناز آمده ، یک دل پر از راز آمده *
هم رقص کن هم هلهله هم شادی و هم غلغله*
بر پا نما یک ولوله ، چون یار طناز آمده*
بلبل به چه چه آمده ، شاهد به به به آمده*
ساقی به قه قه آمده ، عاشق به پرواز آمده*
بر خیز و مطرب را بگو ، سازی بزن بی گفتگو*
زیرا که آمد روبرو ، آن یار دمساز آمده *
ای چشمه هاجوشان شوید چون رود نافرمان شوید*
بر پا شده جریان شوید ، دریا سرافراز آمده *
دیگر مپرس از این و آن کی میرسد سلطان جان*
رو رو بگو بر این و آن ، آن شاه شهناز آمده *
دوری به پایان آمده ، دردم به درمان آمده*
این خانه مهمان آمده ، ماهی چو مهناز آمده*
لالی سراسر مست شد از هوش رفت از دست شد*
گفتا کنون او هست شد ، یار از سفر باز آمده*
( لطفا نظر دهید )
- ۷۲۸
- ۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط