{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( شعر از خودم )

( شعر از خودم )
یار از سفر باز آمده ، با ساز و آواز آمده *
با ناز و طناز آمده ، یک دل پر از راز آمده *
هم رقص کن هم هلهله هم شادی و هم غلغله*
بر پا نما یک ولوله ، چون یار طناز آمده*
بلبل به چه چه آمده ، شاهد به به به آمده*
ساقی به قه قه آمده ، عاشق به پرواز آمده*
بر خیز و مطرب را بگو ، سازی بزن بی گفتگو*
زیرا که آمد روبرو ، آن یار دمساز آمده *
ای چشمه هاجوشان شوید چون رود نافرمان شوید*
بر پا شده جریان شوید ، دریا سرافراز آمده *
دیگر مپرس از این و آن کی میرسد سلطان جان*
رو رو بگو بر این و آن ، آن شاه شهناز آمده *
دوری به پایان آمده ، دردم به درمان آمده*
این خانه مهمان آمده ، ماهی چو مهناز آمده*
لالی سراسر مست شد از هوش رفت از دست شد*
گفتا کنون او هست شد ، یار از سفر باز آمده*
( لطفا نظر دهید )
دیدگاه ها (۳۵)

تقدیم به روح پدرم و تمام پدران رفته از این دیار ( شعر از خود...

شب خوبی داشته باشید

سلام صبح زیبای بهاریتان به خیر.اینجا بارونه و هوا بسیار مطب...

به نام خداوند روزی رسان*خداوند جشم و خدای زبان*

ای مطرب عشق، ساز بنوازکان یار نشد هنوز دمسازدشنام دهد به جای...

ای عشق بی مقدمه آغاز می کنی،تحقیر می کنی و ... سرافراز می کن...

ای عشق بی مقدمه آغاز می کنی تحقیر می کنی سرافراز می کنی تا ک...

ای عشق بی مقدمه آغاز می کنی،تحقیر می کنی و ... سرافراز می کن...

تولدم مبارک (شعر از خودم) به به چه شاداب آمده،چون نور مهتاب ...

( شعر از خودم )ساقی ز می با من مگو عاجز شدم بس کن دگر*غم را ...

( شعر از خودم )تندی مکن ای همسفر , آهسته رو آهسته تر *جا...

(شعر از خودم) دو چشمانم سرایت، بیا با گامهایت × دل و جانم ف...

#ادامه_👇👇خطبه خوان زینب کبراست بگو با صهیونکربلا آخر دنیاست ...

.. خبر توطئه ی #نبشِ_قبور آمده است. آری عمار، چو پیکی، به حض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط