{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حقیقت پنهان

حقیقت پنهان

پارت ۸

ویو ادمین :
بورام متوجه نگاه ها و حرف های جیمین و جیهوپ شد و خیلی طبیعی انگار که میخواست بخوابد گوشی را توی جیبش گذاشت و چشمانش را بست و خودش را به خواب زد جیمین نزدیک بورام و دید که خوابیده است
جیمین : بنظرت بریم به بقیه بگیم
جیهوپ : الان که همه خواب هستند بزار وقتی هواپیما نشسته می‌ریم بگیم
جیمین : باشه
جیمین و جیهوپ هم خوابیدند و چند دقیقه بعد بورام آرام چشمانش را باز کرد و وقتی مطمئن شد جیمین و کیهون خوابیدند توی دلش گفت :
که گوشی منو نگاه می‌کنید صبر کنید به موقعش حسابتون را میرسم هنوز نمی دانید با کی طرف هستید
یکی از چیز هایی که بورام ازش متنفر است نگاه کردن به گوشیش است چون بورام از اینکه بقیه حتی اعضا وارد حریم خصوصی اش شود بدش می آید و این کار خیلی او را عصبانی می کند
«پرش زمانی به چند ساعت بعد موقع فرود آمدن هواپیما »
هواپیما داشت فرود می آمد و همه بیدار شده بودند بورام مشغول جمع کردن وسایلاش بود و کوچکترین نگاهی را به اعضا نمی انداخت جیمین و جیهوپ از جایشان بلند شدند و به سمت بقیه اعضا رفتند و ماجرا را برای تعریف کردند
نامجون : مطمئنی
جیمین : آره با چشمای خودم اینا رو می‌گفت
تهیونگ : چقدر این دختره عجیبه
شوگا : این حجم از مرموز بودن را درک نمی کنم میخواد ب چی کار کنه
جین : نمی دونم ولی هر چی هست نباید بزاریم بقیه بفهمند حتی کمپانی
جیهوپ : جین راست میگه آنی باید بین خودمان باشه
یهو صدای دینگ دینگ بلند شد
« مسافران عزیز هواپیما فرود آمده است سفر خوشی را برایتان آرزوی میکنم لطفاً همگی به سمت در خروجی رفته و از هواپیما خارج شوید »
جونگ کوک : بیایید برمی بعدا یه فکری میکنیم
اعضا کیف هایشان را برداشتند و پشت سر هم به سمت در خروجی هستند و زمانی که از کنار بورام رد شدند بورام بدون هیچ گونه نگاهی از جایش بلند شد و چند قدم دور از از اعضا به سمت در خروجی رفت و وقتی که از هواپیما بیرون آمدند به ترتیب از پله ها پایین رفتند اما جیمین قبل از اینکه اولین قدم را روی پله بگذارد بخاطر خستگی و فشار هایی که تحمل کرده بود پاش لغزید خورد زمین
جیمین : اخخخخخخخخخ
صدای فریاد جیمین بلند شد اعضا با وحشت به سمتش رفتند
تهیونگ : حالت خوبه
از میان این آشوب بورام خیلی عادی انگار که اتفاقی نیافتاده بود از بین اعضا گذاشت و وقتی پا روی اولین پله گذاشت به سمت اعضا چرخید و به نیشخند زد و برگشت و راهش را رفت و سوار ماشین شد این نیشخند مثل کبریت روی هیزم اعضا را به اوج خشم رسانده بود مخصوصا جیمین که بهش برخورده بود اعضا جیمین را با احتیاط بلند کردند و از پله ها پایین بردند سه تا ماشین آنجا بود جیمین و تهیونگ و نامجون و جیهوپ توی یه ماشین و جونگ کوک و جین و شوگا توی یه ماشین دیگه بودند و هیچ کس سوار ماشینی که بورام داخلش بود نرفت و بورام هم چنان اهمیتی نداد و ماشین ها حرکت کردند و حدودا یک ساعت بعد به ویلا جنگلی رسیدند و جیمین آسیب زیادی ندیده بود ولی برای احتیاط بادیگارد ها و اعضا کنارش بودند و همگی از ماشین پیاده شدند و به سمت ویلا رفتند و وارد خانه بورام دیر از از همه از ماشین پیاده شد و به محض اینکه وارد خانه شد بدون توجه به اعضا به سمت اتاقش رفت و کیفش را زمین گذاشت و از اتاق خارج شد و به سمت حیاط رفت و روی به تاب که رو به روش جنگل و به رودخانه خروشان بود نشست و به طبیعت و صدای پرندگان گوش داد بورام می‌خواست بعد از مدت ها آن روز رنگ آرامش را ببیند اما طولی نگذاشت که جیمین با عصباینت به سمت بورام رفت
جیمین : هوی بورام
بورام نگاهی بهش ننداخت و چیزی نگفت
جیمین : کری با توام
بورام سرش را برگرداند
جیمین ،: فکر کردی خیلی باحالی نه با اون نگاهی که انداختی فکر کردی به همین راحتی می‌دونی در بری
بورام به حرف هایش توجهی نکرد و نگاهش را به طبیعت داد و جیمین دستش را بالا برد و خواست به سبیلی محکم به بورام بزند اما بورام با سرعتی بالا مچ دستش را توی هوا گرفت و از تاپ پایین آمد فشار را بیشتر کرد هر ثانیه فشار دست بورام بیشتر می شد طوری که جیمین نتونست تحمل کند
جیمین : اخخخخخخخخخ ولم کن
صدای داد جیمین مانند زنگ خطری پخش شد اعضا با وحشت از خانه بیرون آمدند و با دیدن بورام به دست جیمین را گرفته بود و جیمین از درد فریاد می‌زد وحشت کردند
جین : ولش کن داری میکشیش
جین فریاد زد و همه به سمت آنها رفتند و خواستند بورام را از جیمین جدا کنند ولی بورام اصلا از کاش تکان نخورد چند نفری تلاش کردند اما بورام حتی به آنها نگاه نمی کرد و با نگاه سرد به جیمینی که از درد به خودش می‌پیچید و التماش میکرد که دستش را آزاد کند یهو



ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۲)

آخرین بحث پارت ۱۶

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p44پرده زیر دستش کمی تکون خورد.صدای خیلی ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁷ویو: جونگ‌کوکهمین که رسیدیم، هنر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط