{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از گل‌فروش، لاله‌رخی لاله می‌خرید

از گل‌فروش، لاله‌رخی لاله می‌خرید
می‌گفت: «بی‌تبسّم گل، خانه بی‌صفاست»

گفتم: «صفای خانه کفایت نمی‌کند،
باید صفای «روح» بیابی که کیمیاست»

خوب است ای کسی که به گلزار زندگی؛
روی تو همچو لاله صفابخش و دلرباست؛

روی تو نیز چون رخ تو با صفا بُوَد
تا بنگری که خانۀ تو خانۀ خداست...

💠 #فریدون_مشیری 💠
دیدگاه ها (۱)

داشت می‌رفت خم شد و #بوسید#طفل خود را که گرم #بازی بودو کلاه...

از گل فروش ، لاله رُخی، لاله می خرید می گفت: بی تبسمِ گل، خا...

راز گل فروش ، لاله رُخی، لاله می خریدمی گفت: بی تبسمِ گل، خا...

از ڪَُل فروش... لاله رُخی،،، لاله می خریدمی ڪَفت : بی تبــسم...

از ڪَُل فروش ؛ لاله رُخی،،، لاله می خریدمی ڪَفت : بی تبــسمِ...

گلی را که دیروزبه دیدار من هدیه آوردی ای دوستدور از رخ نازنی...

🍃🦋🧚🏼‍♀️🦋🧚🏻‍♂️گفتی سپیده دم چه دل انگیز و دلرباستگفتم تبسمِ ت...

امد نو بهار طی شد هجر یارمطرب نی بزن,ساقی می بیارساقی می بیا...

امد نو بهار طی شد هجر یارمطرب نی بزن,ساقی می بیارساقی می بیا...

عمر پا بر دل من می نهد و می گذرد ...خسته شد چشم من از این هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط