{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌هر دم چو بلبلان بهاری صلای گل

‌هر دم چو بلبلان بهاری صلای گل

‌نرم و سبک به جامۀ گلدوز زرنگار
پروانه‌وار می‌خزی از لابلای گل‌

حقا که همنشین گلی ای بنفشه مو
سیمای شرمگین تو دارد صفای گل‌

آن چهره بر فراز گل از ناز و نوشخند
چون ماهتاب بر چمن دلگشای گل‌

بر عاج سینه سنبل گیسو نهاده سر
جان می دهد به منظرۀ دلربای گل‌

گلزار می‌نمایَدَم آفاق در نظر
از نغمۀ تو بلبل دستانسرای گل‌

خود غنچۀ گلی و قبا گل، متاع گل‌
من شکوۀ تو با که برم؟ با خدای گل

‌ مانا تو هم چو بلبل و پروانه، ای پری
‌ روح منی، که بال زند در هوای گل‌

گل بیوفاست، آنهمه گِردَش چو من مگرد
ترسم خدا نکرده نبینی وفای گل‌

من نیز باغبان گلی بودم، ای پری‌
مزدم همه تحمل خار جفای گل‌

پروانه‌وش که سوزد و افتد به پای شمع‌
آخر گداختی من و دل را به پای گل‌

تعریف میکنی گل خود را و غافلی‌
کز عشوۀ تو جلوه نمانَد برای گل‌

پیش تو خود فروشی گل نازکانه نیست‌
این از کجا و قصۀ شرم و حیای گل‌

از نوشخند، مشق شکفتن دهی به گل‌
با لعل تو به خنده در آرَد ادای گل؟

ای گل‌فروش دختر زیبا، خدای را
رندند بچه‌ها، نبرندَت به جای گل

شهریار. ط
دیدگاه ها (۴)

بوی آن روسری گل گلی ات ،کشته مرانفسم،پیرهن و عطر تنت ،کشته م...

بوی آن روسری گل گلی ات ،کشته مرانفسم،پیرهن و عطر تنت ،کشته م...

چه می‌کشم!در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشمعاشق نمی‌شوی که بب...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می...

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم عاشق نمی شوی که ببینی چه م...

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود و به دست ...

رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود و به دست ...

#شعر_نو 🕊رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردمآشنای تو دلم بود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط