{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بہ چشمانم قسم خوردے بمانے

بہ چشمانم قسم خوردے بمانے

قسم خوردے
کہ قدرم رابدانے

نگاهم کن چرا،پس درگشودے

مگر معشوقِ جاویدان
نبودے..؟..

نرو بےتو فقط ،دردو هراسﺍست

و چشمانم سراسر
التماس است.....
دیدگاه ها (۱)

داشتم با دوستم تلفنی حرف می‌زدم و همزمان با پسرم که از صبح ک...

ادامحشببکی تو حیاط واس خودش قدم‌میزد ناشناس:خودشه!بلک بل!بای...

پارت 42 𐙚ویو آت:با چیزی که دیدم، واقعاً کپ کردم... 😳همون‌جا ...

𐙚 پارت ² | ویو نامرابالاخره زنگ تفریح خورد و من سریع کتابم ر...

پسر بد (66)

Fabric of Love~P3ویو چویا*توی راه خونه که بودم یهویی یکی باز...

وقتی مریض بودی ولی …

Destiny part 21

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط