باردار بود. همسرش بهش گفت بيا نريم كربلا؛ ممكنه بچه از دس

باردار بود. همسرش بهش گفت بيا نريم كربلا؛ ممكنه بچه از دست بره.

كربلا رفتند، حالش بد شد و دكتر گفت بچه مرده!

مادر با آرامش تموم گفت: " درست می ‌شه. فقط كارش اينه كه برم كنار ضريح امام حسين (ع)؛ بعد خودشون هوای ‌ما رو دارند. "

كنار ضريح امام حسين (ع) یه مدت گريه كرد.

خواب ديد كه بانویی يه بچه رو توی بغلش گذاشته.

از خواب كه بلند شد دكتر گفت اين بچه همون بچه‌ ایه كه مرده بود نيست؛ معجزه شده!! ... مادر حاج ابراهيم همت وقتی سر بچه اش جدا شد و خواست جنازه بچه اش رو داخل قبر بذاره به حضرت زهرا (س) گفت: " خانم! امانتی ‌تون رو بهتون برگردوندم "
دیدگاه ها (۱۴)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

#چند_خاطره 🔸 خاطراتی از عنایتِ اهل‌بیت علیهم‌السلام به سردار...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "44""ویو پارک آنجلینا"صبح ...

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

⚠️ کانال‌های حامی دکتر #قالیباف روی تصاویر ایشون صدای جناب م...

فیک جونگکوک

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

برده عمارت جئون

این #انیمیشن #لگویی رو ایرانیها برای برزیلیها ساختن که موضوع...

سوپرایزز_ _____༄_____نام : هاتاکوفامیل : کامادولقب : هاتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط