جواب ابراهیم صهبا:

جواب ابراهیم صهبا:


یارت شوم ، یارت شوم ، هر چند آزارم کنی
نازت کشم ، نازت کشم ، گر در جهان خوارم کنی
بر من پسندی گر منم ، دل را نسازم غرق غم
باشد شفا بخش دلم ، کز عشق بیمارم کنی
گر رانیم از کوی خود ، ور باز خوانی سوی خود
با قهر و مهرت خوشدلم کز عشق بیمارم کنی
من طایر پر بسته ام ، در کنج غم بنشسته ام
من گر قفس بشکسته ام ، تا خود گرفتارم کنی
من عاشق دلداده ام ، بهر بلا آماده ام
یار من دلداده شو ، تا با بلا یارم کنی
ما را چو کردی امتحان ، ناچار گردی مهربان
رحم آخر ای آرام جان ، بر این دل زارم کنی
گر حال دشنامم دهی ، روز دگر جانم دهی
کامم دهی ، کامم دهی ، الطاف بسیارم کنی
دیدگاه ها (۳)

جواب ابراهیم صهبا به سیمین بهبهانی : یارت شوم یارت شوم ، هر...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

گر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشمگر خوار چون خارم کنی، ای...

گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشمگر خوار چون خارم کنی، ا...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراخبر از سرزنش خار جفا نیست ت...

یار اغیار دل‌آزار نمی‌باید بودتشنهٔ خون من زار نمی‌باید بودت...

سارا بهادری شاعر ایرانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط