{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم

گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم
گر خوار چون خارم کنی، ای گل بدان خواری خوشم
زان لب اگر کامم دهی، یا آنکه دشنامم دهی
با این خوشم با آن خوشم، با هر چه خوش داری خوشم
خواهی مرا گر بینوا، درد دلم را بی دوا
ور صد ستم داری روا، با آن ستمکاری خوشم
والاترین گوهر تویـی، داروی جـان پرور تویی
داروی دردم گر تویی، در اوج بیماری خوشم
آرد گرم غم جان به لب، کی آیـدم فغان به لب؟
با هر چه خواهد یار من، در عالم یـاری خوشم
ای بهتـرین غمخوار دل، وی محرم اسـرار دل
خواهی اگر آزار دل، بـا آن دل آزاری خــوشم
تا گشته ام یار تو من، از جان برم بار تو من
عشق است اگر بار گَران، با این گَرانباری خوشم
گر وصل و گر هجران بود، گر درد و گر درمان بود
حالت خوشم با این و آن، آری خوشم، آری خوشـم..
دیدگاه ها (۱)

💙💙

لب بر لب یار باشد چه غوغایی شود.زین حادثه در دل چه بلوایی شو...

دردی که مرا هست به مرهم نفروشمور عافیتش صرف دهی هم نفروشمبگد...

خواب دیدم به کنارت لب ایوانم منباز هم غرق خیالات فراوانم منه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط