{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین
دیدگاه ها (۶)

شب جمعه بود که بچه ها به خط زدند و جمعه صبح در ماووت عراق بو...

خاطره ای زیبا از علامه حسن زاده آملیآخوندا ما رو ول نمی کنند...

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

.✍ من نمیدونم این توله خوک که از اصلاحطلبانِ حامی دولت پزشکی...

.✍ من نمیدونم این توله خوک که از اصلاحطلبانِ حامی دولت پزشکی...

🍂🌸 امام حسن مجتبی (علیه السلام):🌸کسی که قرآن بخواند، دیر یا ...

رمان: قلب در تاریکی

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۵ | «هدیه‌های کوچیک» 🎁😂 ب...

*💜 یه آرمی تو رستورانی که کار می‌کنه، به‌طور اتفاقی تهیونگ ر...

یه آرمی تهیونگ رو توی رستورانی که خودش اونجا کار میکنه دیده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط