{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانند ...

«بی تو مهتاب شبی» را همگان میدانند ...
همگان شعر دو چشمان تو را میخوانند ...


تو که از کوچهٔ غمگین دلم میگذری ...
تو که از راز دلم با خبری ...

تو چرا رسم وفایت گم شد ...؟
برق چشمان سیاهت گم شد ...؟

با  توام ای مه مهتاب شبان ...
با توام زلف پریشان جهان ...

بی تو صد خاطره ام گریان است ...
بی تو اشکم نفسم باران است ...

بی تو دیگر نفسم بند آمد ...
قافیه یک دل خوش  چند آمد ...؟

بی تو جوی دل من خشکیدست ...
بی تو مهتاب نهان است ز ابر ...
ابر غم باریدست ...
با تو گفتم با شرم با "تو" گفتم از دل ...
با تو از قصهٔ عشقم گفتم ...
و تو در اوج سکوت ...
با نگاهی پُِر تردید و خمود ...
گفتی از عشق حذر کن ...
نفسم بند آمد ...
اما ...
«بی تو مهتاب شبی» را باز هم میخوانم ...
چه تو باشیّ و نباشی باز هم میخوانم ...
دیدگاه ها (۳)

نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سوخت...

💌 نه وصلت دیده بودم کاشکی ای گل نه هجرانتکه جانم در جوانی سو...

#کپشن

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وپنجم: جای خالیِ کنارم---صبح.چشمانم ر...

قسمت ۷

قسمت ۸(بخش دو)

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

فصل دوم: طعمِ تلخِ تظاهرا/ت به درِ بسته‌ی حمام خیره ماند. صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط