{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهد

شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهد
سازی بزن که بوی صدای "بنان" دهد
باران گرفته است و هوا نامساعد است
سقفی بجوی تا تو و من را امان دهد
حالی نمانده است برایم ، محال نیست
شاعر در این حوالی ِ ناجور جان دهد
چیزی نمانده است که بیچاره مادرم
در پای شعر و شاعری ِ من جوان دهد
آتش بیار ِ معرکه سودابه ی غم است
تا پاکی ِ سیاوش ِ دل را نشان دهد
باید به عشق بیشتر از این زمان دهد
چیزی بگو که درد ِ دل ِ من نگفتنی ست
حرفی بزن که پای غزل را توان دهد
محتاج ِ زیر و بم شدنی عاشقانه ام
شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهد

دیدگاه ها (۶۲)

خواب دیدم که خدا عاشق چشمان تو شداشک ریزانِ دعا، دست به داما...

نمی‌گویی و می‌سوزی، نمی‌جویی و می‌خواهیبه باطن تشنه‌ی عشق و ...

دلم بدون تو هی بهانه می‌گیردسراغ یک غزل عاشقانه می‌گیردهمان ...

بی تو اینجا که منم؛ سخت هوا بارانی است...دل جدا، ابر جدا، چش...

شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهدسازی بزن که بوی صدای "بنان"...

شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهدسازی بزن که بوی صدای "بنان"...

#سازی بزن...👌❤🍀

شعری بخوان که خلوتمان را تکان دهدسازی بزن که بوی صدای "بنان"...

بهزاد نجفی شاعر کرجی

سلام...ببحشید دیر شد ....اگه بد نوشتم شرمنده........بعد خوان...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط